مراقبتهای بعد از ماه مبارک رمضان
در ماه رمضان ، انسان در فضاي معنوي ماه مبارك و در مجالس وعظ حاضر مي شود و در سفره مخصوص حق می نشیند اما مصيبت اين است كه انسان بعد از ماه مبارك هر آنچه را كه جمع نموده است آنها را از هم می پاشد و نمي تواند نگه دارد ، خداوند هم مي فرمايد بايد اعمال تو به محضر من برسد آنگاه من به تو ثواب دهم :«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَة » ( انعام 160 ) هر كس حسنه را به سر منزل مقصود برساند و وسط راه آن را از غارت حفظ كند – مال آدم را يك جا برساند ، اما ايمانش را هزار جا مي برند – چه كار مي توان كرد ؟ اگر اين دوام حال ، « وحالي في خدمتك سرمدا » باشد انسان آنطوری نمی شود که الان است . مشكل بشر در جمع كردن نيست بلکه در نگهداشتن است .
درضيافت خانه فيض نوالش منع نيست در گشاده است و صلا در داده،خوان انداخته
سفره باز است يك آيه ثواب یک ختم قرآن را دارد ، دو ركعت نماز در دل شب ، پشت سر آن صفوفی از ملائكه كه يك سر آن در شرق و يك سر آن در غرب است ، سفره باز است اما انسان چطور جمع كرده هايش را حفظ كند؟ ولخرجي نكند ، بدخرجي نكند ، سرمايه اش را از دست ندهد .
مفلس نباشد هنراین است ، ابقاءعمل از احداث عمل مهم تر است راوی محضر امام صادق آمدوعرض کرد :یابن رسول الله محضر شما که هستم حال معنوی عجیبی دارم اما از محضر شما که می روم اینگونه نیست . حضرت فرمود : اگر آن حال را بتوانی نگه داری «لصافحتک الملائکه » ملائکه باتومصافحه خواهند نمود .معلوم می شود بقای آنحال در واردات روحی تأثیر دارد .
درروایت تحف العقول از حضرت امام صادق نقل است که : حضرت به عبدالله بن الجندب فرمود : «يَا ابْنَ جُنْدَبٍ لَوْ أَنَّ شِيعَتَنَا اسْتَقَامُوا » اگر شیعه استقامت داشته باشد درطهارت وراستی وصفا وخیرخواهی ، « لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ » ملائکه به مصافحه شما خواهند آمد « وَ لَأَظَلَّهُمُ الْغَمَامُ » ابررحمت الهی همیشه بالای سر او سایه خواهد انداخت یعنی تصرف از جانب او خواهد بود ،« وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحينَ » ( اعراف 196 ) ، « وَ لَأَشْرَقُوا نَهَاراً » در روز روشن ونورانی می شوند اما نه به این معنی که صورتشان نورانی میشود خداوندیک نورانیتی می دهد که در کارهایش خطا نمی کند ، در مدیریتش اشتباه نمی کند .
استاد اجل از خصیصین علامه طباطبایی – خداوند روحش را شاد کند – به من فرمودند : نماز شب بخوان که اگر نماز شب بخوانی در روزاشتباه نخواهی داشت ، عرض کردم : آقا این روایت است . فرمود: مگر نخوانده ای ، صورت نماز شب خوان نورانی می شود مگر صورت ظاهری را می گوید ، نورصورت ظاهری ، نورحسی است ، این نورهمان نوری است که خداوند می فرماید: ما قراردادیم برای او نوری که « وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاس» ( انعام 122 ) مراد اين نور است، و با اين نور تشخيص مي دهد راه كدام است و چاه كدام ؟و در تشخيص خود صائب خواهد بود ، حضرت مي فرمايد :صورتش در روه نوراني خواهد شد ، « وَ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ »از بالا و پايين متنعم خواهد بود ، هم از آسمان هم از زمين ، « وَ لَمَا سَأَلُوا اللَّهَ شَيْئاً إِلَّا أَعْطَاهُم » از خدا چيزي نمي خواهد الاّ اينكه خداوند به او عطا خواهد فرمود . ( بحارالأنوار ج : 75 ص : 280 )
آقاي بهجت در مورد آقا شيخ محمد حسين اصفهاني صاحب تفسير نه شيخ محمد حسين كمپاني صاحب اصول ايشان هم اعجوبه بودند اما آقا شيخ محمد حسين مفسر جوان مرگ شدند، از عجائب عرفاني اصفهاني بودند ، مي فرمودند : يكي از فضلا مي فرمود: آقا رسول الله را در خواب ديدم – هر كس حضرت را ببينيد حتماً خود حضرت را ديده است مي فرمايند :« مَنْ رَآنِي فِي مَنَامِهِ فَقَدْ رَآنِي لِأَنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَتَمَثَّلُ فِي صُورَتِي» ( منلايحضرهالفقيه ج2 ص584 ) شيطان به شكل من نمي تواند تمثّل كند – وقتي حضرت را در خواب ديدم عرض كردم : آقا شيخ انصاري چه شدند ؟حضرت فرمود : « نجا بمحبتنا » به محبت ما نجات يافت – عرض كردم :آقا شيخ باقر چه شد ؟ فرمودند : « نجا بشفاعتنا » به شفاعت ما نجات یافت . عرض کردم : آقا شیخ محمد حسين چه شدند؟ فرمودند :« انه ورد علي الله فأ عطاه كل ما اراد » مستقيماً محضر خداوند وارد شدند ، هر چه خواست خداوند برايش حاضر نمود ، حضرت مي فرمايد :« وَ لَمَا سَأَلُوا اللَّهَ شَيْئاً إِلَّا أَعْطَاهُم » كي ؟ به مقاومت و استقامت بعد از ماه مبارك رمضان .
اگر جوان بعدازماه مبارک درهاضمه محیط هضم شود ، وهمه جمع کرده هایش را بریزد، به جایی نمی رسد . پس دستورالعمل وبرنامه ای می خواهند تا با آن برنامه حرکت کند ، من فهرست برنامه رابرایتان می خوانم چون برای تفصیل فرصت نیست ، فقط یکی از آنها را برایتان شرح خواهم نمود:
دستورالعمل برای بعد از ماه مبارک رمضان
1-طهارت هم ظاهری وهم باطنی ، تامی توانی با وضوباش ، مخصوصا موقع خواب با بخواب .
2- هرروز یک مسأله بخوان ، ببین در سال چند مسأله یاد خواهی گرفت .اگر جاهل بمانی حضرت می فرماید : جاهل در ربا می افتد ، بیرون آمده ودوباره در ربا می افتد « مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ عِلْمٍ ارْتَطَمَ فِي الرِّبَا ثُمَّ ارْتَطَم » ( كافي ج5 ص154 ) وقتی تو نمی دانی کجا غیبت حرام است وکجا حلال ، اگرجاهل باشی ، شب اول بعد از ماه مبارک همه آنچه را که جمع کرده ای خواهی ریخت .
3- هرروز در یک آیه تدبر کن ، مثلا در این آیه « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ (7) وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (8) » تأمل کن .
4- نماز را اول وقت اقامه کن .مرحوم آقای قاضی می فرمودند : هرکس نماز واجبش را اول وقت بخواند ولی به جایی نرسد مرا لعنت کند.
5-هرهفته یا پنج شنبه یا جمعه ، نیم ساعت به قبرستان برو.
6- نماز شب
7- حضورقلب در نماز ، درنمازسعی کن توجه اختیاری را از دست ندهی .
شهيد ثاني در اسرار الصلوه مي فرمايد :آقا رسول الله مي فرمايد : « إِنَّ الرَّجُلَيْنِ مِنْ أُمَّتِي يَقُومَانِ فِي الصَّلَاةِ وَ رُكُوعُهُمَا وَ سُجُودُهُمَا وَاحِدٌ وَ إِنَّ مَا بَيْنَ صَلَاتَيْهِمَا مِثْلُ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ » ( بحارالأنوار ج81 ص249 ) دو نفر نماز مي خوانند هر دو هم ركوع و سجود را تماما به جا مي آورند اما زمين تا آسمان بين نماز اين دو فاصله است .
8- آقا و اربابت وصاحب و ولي نعمتت را فراموش نكن ، يك ارتباطي با او پيدا كن ارتباطي و مأوائي با آقا صاحب العصر و الزمان ،اين ارتباط را حتماً درست كن ،اولا زيارت آل يس را بخوان كه زيارت عشق است ، اين زيارت يك زيارت معمولي نيست ، به عبارات آن نگاه كن ، به ركوع حضرت سلام مي دهي ، به سجده حضرت سلام مي دهي ، به قيام و قعود حضرت سلام مي دهي ، به تمام حالات حضرت سلام مي دهي ، اين ارتباط را درست كن ، باید از امام عصر تصويري معقول براي تو درست شود ، معرفت است كه پشت سرش عشق مي آورد ، انسان به كسي كه او را نمي شناسد نمي تواند عاشق شود چند كار بكن : اولا آل يس را بخوان . دوم : تقوا را مراعات كن كه تقوا خودش ارتباط است . سوم : حضرت را در حسنات خودت شريك كن نترس از حسناتت چيزي كم نمي شود .
9- دوام در شنيدن موعظه ، بدانيد كه تأثير موعظه آني است . در اين آن ( لحظه ) وجود دارد و در لحظه ديگر نيست .
بهمين خاطر است كه انسان هميشه احتياج به شنيدن موعظه كن ، امير المومنين به صعصعه بن سوهان مي فرمودند :مرا موعظه كن ،
تأثير موعظه آني است ، اما اين آن هاي متصّرم بايستي جمع شوند تا تبديل به حالات نفساني غير متصرم شوند كه به آن ملكه مي گويند .
الان اينجا نشسته است چنان عطوف نشسته است ، چنان مؤدب نشسته است ، اما وقتي منزل مي رود ، زحمت يك سال نوشته او را بچه برداشته با پاشیدن مركب خراب نموده است ، فوراً عصباني شده و طوفان به پا مي كند ، به اين ملكه نمي گويند . ملكه آن حالت نفساني است كه « لا تزول بسرعه » علماي اخلاق به آن حالت نفساني كه گاهي هست و گاهي نيست قيمتي قائل نيستند .
اين افعال متصرم و ناپايدار به صورت مداوم بايستي جمع شوند تا تبديل شوند به حالتهاي ثابت .
آقاي مشگيني زماني در يك شهر تبليغ رفته بودند ، چند روزي منبر تشريف مي برند اما و سطهاي ماه مبارك آقا مي فرمايند :آذوقه من تمام شده بايد به قم بروم . عرض كردند :آقا ما همه چيز براي شما تهيه مي كنيم . آقا مي فرمايند :آذوقه معنوي من تمام شده است .
ببينيد چه فرمايش سنگيني است . حضرت امام درس اخلاقشان را تعطيل كردند ، عرض كردند :آقا اين همه جمعيت را به حال خود رها كرديد ؟آقا فرمودند :من در اين مدتي كه درس اخلاق مي گفتم تأثيري در خودم نديدم ، مي ترسم اين حرفها برايم وبال بشوند يعني آدم جهنم كن باشند.
10- در ماههاي قمري ، پنج شنبه اول و آخر ماه و چهارشنبه وسط ماه را روزه بگير . اگر روزه ، این روزها را بگیری وقتي نامه عملت را دستت دادند خواهي ديد كه نوشته اند :اين شخص همه دهر را روزه گرفته است ، مي گويد : خدايا من 60 سال عمر داشتم ، اما در نامه عملم نوشته اند : دهر ، دهر يعني همه روزگار ، خطاب مي آيد : تو پنج شنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط ماه را روزه گرفتي.
امير المومنين مي فرمايد : از آن روزي كه پيامبر اين عمل را به من فرموده اند ترك نكرده ام .
11- مراقبه یعنی انسان مراقب خودش باشد ،
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب تا در اين پرده جز انديشه او نگذارم
علامه طباطبائي مي فرمودند : آن روزي كه مراقبه ام در روز بيشتر مي شود ، مشاهداتم در شب صاف تر مي شود . روز است كه شب را درست مي كند ، اگر روز دروغ بگوئي حتماً شب خوابهاي بر عكس خواهي ديد .
دروغي نگوئيم در هيچ باب به شب باژگونه نبينيم خواب
اوضاع روز است كه شب خودش را نشان مي دهد . مراقبه بحثي است كه چند مرتبه دارد .
جوانان عزيز دقت كنند ، يكي را ديدم كه يك دفتر جيبي داشت، ناگهان زمين افتاد و باز شد ، ديدم علائمي در آن دارد كه شبيه علائم جفر و رمل است ، گفتم فلان كس اين علائم چيست ؟گفت : اينها رمزي اند كه اشتباهات و خطاهاي خود را يادداشت مي كنم و چون سرّ هستند و غير از خدا نبايد با خبر شود اينگونه نوشته ام .
سرّ را به بهترين دوست هم نمي شود گفت چون روزي ممكن است دشمن شود.
حضرت امير المومنين مي فرمايند :« وَ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يُحْصِيَ عَلَى نَفْسِهِ مَسَاوِيَهَا » ( بحارالأنوار ج : 75 ص : 7 ) بر عاقل واجب است كه بشمارد بر نفس خودش ، بديهايش را « فِي الدِّينِ وَ الرَّأْيِ وَ الْأَخْلَاقِ وَ الْأَدَبِ » .
ديدم انگور ها را جلوي خود گذاشته است اما اصلاً از آن انگورها نمي خورد ، گفتند : چرا اينكار را مي كنيد ؟و خودتان ميل نمي فرمائيد ، فرمود : انگور را جلوي خود قرار مي دهم اما هيچ نمي خورم چون زماني مرتكب خطائي شدم جلوئي شدم جلوي يك فقير ، لذا براي گوشمالي نفس اين كار را مي كنم .
انسان خطاهايش را بنويسد روي آنها كار كند ، « فَيَجْمَعَ ذَلِكَ فِي صَدْرِهِ أَوْ فِي كِتَاب » سپس آنها را در سينه اش جمع كند « وَ يَعْمَلَ فِي إِزَالَتِهَا » سپس در از بين بردن آنها تلاش كند .
12 – انسان همراه و دوستش را تصفيه كند . يك روز شخصي محضر حضرت نيامد ، حضرت پرسيد ند :كجا بودي ؟عرض كرد : فدايت شوم داشتم مي آمدم محضر شما ، كه دوستم وسط راه مرا همراه خودش به خانه اش برد ، كنيزي در خانه آن دوست بود كه تا شب براي ما موسيقي نواخت ،
- در روايت است كه يكي از اصحاب امام صادق در حالت احتضار توبه كرد و وصيت نمود كه همه مغنيه هاي خانه مرا ( مغنيه : كنيزهاي آواز خوان ) بفروش و پولش را به امام صادق بده او هم مي گويد : فروختم و سيصد هزار درهم پول بدست آمد ، بردم محضر حضرت ، امام فرمودند :اين پول چيست ؟ عرض كردم : آقا مغنيه فروخته ام ، حضرت فرمودند :بردار برادر ...
حضرت فرمود : نترسيدي در آن حال مرگ تو را در يابد .
هنوز زود است برو بعدا بیا!!
دوستت را تصفيه كن ،با هر كس دوست نباش . « الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ » ( كافي ج2 ص375 ) همه اينها اجمالي بود كه عرض كرديم .
گاهگاهي با خدا حرف بزن بگو : خدايا دير شد ، واقعا هم دير شد . يك گدائي بود مي گفت : مردم و الله دير آمدم ، شخصي مي گفت : يك بار ديدم اين گدا اول صبح نشسته مي گويد :مردم و الله دير آمدم ، گفتم : تازه آقتاب طلوع كرده تو باز هم مي گوئي دیر آمدم . گفت : تو نمي فهمي من چه مي گويم . دير آمدم يعني اينكه نمي دانستم گدائي اين همه در آمد دارد اگر مي دانستم زودتر مي آمدم .
دير شده ، تكان بخور ،
كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش كي روي از كه بپرسي چه كني چون باش
اگر يك نفر را از پشت پرده بيرون بياورند خواهي ديد كه در حسرت يك دقيقه اين دنياست زود باش ،
خار بن در قوت و برخاستن خاركن در سستي و در كاستن
زود باش ،يك وقتي مي رسدكه خواهي گفت : عمر ضايع ، سعی باطل ، راه دور
بيدار باش و وقت را غنيمت شمار!
وقتی زبان فارسی را یاد می گیردتازه می فهمد که چه ظرایفی در این زبان وجود دارد چه غوغا یی در زمینه عرفان شده است . اینکه می خوانیم العجل العجل یعنی اينکه دیرشد، دیرشد. گاهی هم با خود خلوت بکن و بگو خراب کردم ، خراب کردم .
آقای مرعشی نجفی می گفتند : رفتم پیش آقای مامقانی ودیدم ایشان خودشان را ملامت می کنند و برسرو سینه زده ومی گویند : خراب کردم ، خراب کردم . آیا ما خراب نکرده ايم ؟ آقای مامقانی می گفتند : درعالم مکاشفه دیدم که حضرت صاحب الامر حاضر شده اند ، مردم فوج فوج به خدمت ایشان می رسند ولی برای من راه باز نمی شود – من هم که یک مجتهد بزرگ ومسلم – ایشان بدون توجه فرمودند : هنوز زود است برو بعدا بیا .
آقا از خواب بیدار می شوند وشروع می کنند به زدن خود و مرتب می گویند خراب کردم خراب کردم
بگو نشد
«وَ الَّذينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ » ( مؤمنون60 ) ، کارانجام داده ای اما بگو کم است ٍ . حضرت امیرالمؤمنین می فرمودند : « آهِ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ وَحْشَةِ الطَّرِيق » ( بحارالأنوار ج33 ص 274 ) بزرگان با این همه تلاش بازهم آه می کشند ، تو هم بنشین و برحال خود آه بکش ، اینها تاثیرزیادی برحال شما دارند.
خواب جزو مهلکات است
خواب از هلاک کننده هاست ، زمان را تلف می کند وعمر آدم را برباد می دهد . عربها مثلی دارند که می گوید : اگر برای خوابیدن فایده ای بود پس باید قبرستان ها پرطرفدارترین وپرمشتری ترین جاها می شد .
هرقدر می خواهی بخوابی ، بخواب ولی قدر امشب را بدان وبیداری وبی خوابی بکش . یک ربع یا نیم ساعت قبل از اذان صبح بیدار شو ، اگر حال نماز شب نداری باشد ساکت بنشین . مرحوم شاه آبادی می گویند : مقداری از شب را بیدار باش ، ولو اینکه چایی بخوری
وفی وقت الغنائم انت نائم الی کم کالبهائم انت نائم
به علامه طباطبایی گفتند : آقا چرا صبح ، وقت مخصوص است ؟ چرا ثلث آخر، وقت استجابت دعاست ؟ آقا جوابی داده است که عقل حیران است ، آقا فرمودند : چون در ثلث آخر شب همه خوابیده اند، همه اهل گناه ومعصیت، همه اهل ربا ، همه کم فروشان ، همه کسانی که چشم مریض خودرا در خیابانها به دنبال نامحرم می گردانند، خوابیده اند . چون همه آنها خوابیده اند آن وقت ، وقت استجابت است وفضا یک لطافت معنوی خاصی دارد .
اعتراف
نیازی به مفاتیح نیست ، تسبیح را بردارو بادلی شکسته به خدا بگو : خدایا حرف ، حرف تو .
راوی می گوید دیدم علامه طباطبایی نشسته اند ویک جمله ای را که هیچ شباهتی به ذکر ندارد تکرار می کنند نزدیک تر که شدم دیدم آقا ضرب المثل عربی ای را بامضمون «حق باتوست » تکرار می کنند .راوی می گوید : علامه طباطبایی را دیدم که جمله ای می گویند که اصلا شبیه ذکر نیست . وقتی جلوتررفتم دیدم آقا می گویند: « فی الصیف ضیعت اللبن ، فی الصیف ضیعت اللبن » این یک ضرب المثل عربی است که روزی یک پیرمرد به خواستگاری یک خانم جوان رفت وخانم به او جواب رد داد . بعد از آن ، این خانم با یک مرد جوان ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد ، روزی این خانم به خانه پیرمرد جهت خرید شیر رفت . پیرمرد گفت : فی الصیف ضیعت اللبن یعنی تو شیررا در تابستان خراب کردی . یعنی تو ارتباط را آن زمان بریدی . این فرد می گوید که علامه در قنوت این ضرب المثل را می گویند .
اگر بخواهیم ازاین قضایا صحبت بکنیم نمونه های زیادی وجود دارد . تسبیح را بردار وبگو : خدایا هرچه تو بگویی ! خدایا هر چه تو بگویی . سعی کنید وهمه این مواردی که گفته شد در تو وجود داشته باشد ولی دراین باره زیاد به خودت سخت نگیر و از خودت نفرت نداشته باشد ودچار وسواس نشو . چرا شرع از وسواس خوشش نمی آید؟ چون یک علتش همین است که فرد وسواسي هیچ وقت حال و فرصت عبادت ندارد ومرتب می گوید که فلان چيز نجس است و نمازی که خواندم درست نیست . گاهی به وضوی خود ایراد می گیرد وگاهی به لباسش . به خاطر همین است که حضرت می فرمایند : وقتی از فرد وسواسی می پرسی که این وسواس از کجا رسیده است ؟ خود شخص می گوید : از شیطان.
فردی از آشنایان بودکه دچار وسواس بود و وقتی به حمام می رفت می گفت که این ذرات بخارآب که در فضای حمام وجوددارد از آب حمام بخار می شود وچون مردمی که از آب استفاده می کنند نجس هستند پس ذرات بخار آب هم نجس است . مگر بااین وضع می شود نماز خواند وزندگی کرد.
از خودت نفرت نداشته باش . ازخودت ناراحت باش که عقب مانده ای اما دراین ناراحتی خودت را غرق نکن ودریایی از غم درست نکن . چون اگر خودت غرق شوی که دیگر فایدهای ندارد . انسان باید در عبودیت نشاط داشته باد .
به علامه طباطبایی گفتند : رابطه خداوند وبنده چگونه است ؟ اگر بخواهیم این رابطه را تصور کنیم چه بگوییم ؟ آقا فرمودند : حافظ جواب این سوال را در نیم بیت داده است : « ما به تومحتاج وتو مشتاق ما »
یک عالم معارف در این نیم بیت وجود دارد . خداوند از پشت سر انسان می آید اما مانند آمدن صیاد از پشت صید.
عشق می گوید به گوشم پیچ پیچ صید بودن بهتر از صیادی است
بگذاراو پشت سرتوبیاید نه توپشت سراو بروی.
اینها معارفی هستند که باید درزندگی وکارهای روزمره ی خودت وارد کنی وبعد از آن خواهی دید که زندگی چقدر شیرین می شود ، ببینید که دنیا چقدر درچشمان تو زیبا می شود ، ببین چقدر مشکلات حل می شود . چرا؟ چون نگاه توهمه اینها را تفسیر می کند .
گاهگاهی به خواب بگو:
به خواب بگو که امشب میا به خانه ما جزیره ای که مکان تو بود آب گرفت
به وقت شب که همه به خواب خوش باشد من وخیال تو وگریه های خون آلود
آقا میرزا جوادملکی تبریزی در قنوتشان شعر حافظ می خواندند:
زان پیشترکه عالم فانی شود خراب مارا زجام باده گلگون خراب کن
آقای مطهری به هر مقامی رسیده اند با نماز شب بوده است .
بایک قصه بحث را تمام می کنم وآن اینکه : آقای مطهری یک دوستی داشتند که الان درقید حیات هستند که عاقبت به خیرنشد ، اگر ازمن سوال کنند که چرا چنین شد . می گویم چون ایشان گفت : که فدک را اگر گرفتند خرج مسلمانان کردند ، به خاطر همین حرف بودکه عاقبت به خیر نشد. آقای مطهری با این شخص که همه اورا می شناسید هم حجره بودند این شخص می گوید : آقای مطهری در فیضیه به نماز شب بیدار می شدند ومن بیدار نمی شدم وبرای من سخت بود . وقتی آقای مطهری می گفتند نماز شب بخوان ، بهانه می آوردم که آب فیضیه شوراست واین آب برای چشم من مضّراست . یک روزدر خواب دیدم که یک مردی آمد وگفت : من عثمان بن حنیف انصاری والی علی – علیه السلام - در بصره هستم . حضرت علی – علیه السلام - مرا فرستادند تا به تو بگویم که به نماز شب بیدارشو ونامه ای هم به تو فرستادند . وقتی نامه را نگاه کردم ، دیدم با سبز خوشرنگی نوشته اند « هذا براعه ... » این نماز شب تو را از آتش نجات می دهد . من باتعجب با خودم فکر کردم که زمان علی کجا و زمان ما کجا . بااین فاصله ی زمانی علی – علیه السلام - به من نامه نوشته اند ؟ همینطورحیران به نامه نگاه می کردم ،که دیدم شخصی مرا از خواب بیدار می کند ، وقتی بیدار شدم دیدم آقای مطهری رفته اند وظرفی را از آب رودخانه پرکرده اند و می گویند : بلند شو و دیگر بهانه ای نیاور . برای تو آب رودخانه آورده ام ودیگر نمی توانی بگویی که برای چشمت مضراست .
آقای مطهری به هر مقامی رسیده اند با نماز شب بوده است .
ببینید که حافظ چقدر گفته است که به هرجا رسیده ام از یمن دعای شب و ورد سحری بود.
گرمی لبهای پیامبر– صلی الله علیه و آله وسلّم - را بر لبهایم احساس می کنم
همسر شهید مطهری می گوید : که یک شب بیدار شدم ودیدم شهید مطهری گریه می کنند وبسیار منقلب هستند . بلند شدم وپرسیدم چه شده است ؟ فرمودند : که در زندگی من اتفاق بزرگی خواهد افتاد ، گفتم چرا ؟ فرمودند : الان در خواب دیدم که من به همراه حضرت امام ،کنار خانه کعبه استاده ایم وپیامبر – صلی الله علیه و آله وسلّم - به سمت ما می آمدند . دیدم که پیامبر به سمت من می آیند ، عرض کردم یا رسول الله ایشان فرزند شما هستند واشاره ای به حضرت امام کردم . حضرت فرمودند : چنین است ، چنین است . سپس حضرت آمدند و لبهایشان را روی لبهای من گذاشتند .
خانم شهید مطهری می گوید که آقا گفتند : الان گرمی لبهای پیامبر– صلی الله علیه و آله وسلّم - را بر لبهایم احساس می کنم . بعد شهید مطهری گفتند : اتفاق بزرگی در زندگی من خواهد افتاد ؛ و فردای همان شب ایشان به شهادت رسیدند.




