تبليغاتX
قدح معرفت
سخنرانی های حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید حسن عاملی در شب های رمضان 84و85

غرب در حسرت وضعيت حاكم اخلاقي در جوامع اسلامي

 در اصول اخلاق و روابط اجتماعي حرمت نگه داشتن براي بزرگترها يك ذخيره عظيم عاطفي و ذخيره عظيم تربيتي است و عالم غرب كه مبتلا به فقر عاطفي است ، مبتلا به شكستن حريمها و از بين بردن حرمتهاست غبطه مي خورد كه در شرق مخصوصا در عالم اسلام حفظ حرمات  بارزترين خصيصه است . فردي كه فضيلتي دارد،موقعيت اجتماعي دارد ، علم و فضل دارد ، بزرگ است ، معلم است ، مربي است ، از جمله ذوي الحقوق است ، خيّر است ، واقف است ، پدر است ، مادر است ، عالم است ، دانشمند است ، مرجع است اينها بايد در جامعه حرمت داشته باشند .تحليل خبرنگار يهودي آمريكائي از روابط عاطفي موجود در جوامع اسلامي يك خانمي است يهودي آمريكائي و خبرنگار كه مدتهاي مديدي در كشورهاي اسلامي مثل تركيه عراق و افغانستان زندگي كرده است.ايشان بعد از بازگشت شديدا اصول اخلاقي حاكم بر آمريكا را زير سؤال مي برد و مقايسه مي‌كند كه در شرق كشورهاي اسلامي ، اسلامي كه بعضي از روشن فكران ما اسم آن را اسلام سنتي مي گذارند داراي چنان ارزش هائي هستند كه در ذهن يك فرد آمريكائي همه اينها يك خيال و يك آرزوي ناشدني است و در آخر نتيجه مي گيرد كه من هيچ وقت راجع به اسلام سنتي ، فردي ايده آل و فردي ساده لوح نمي توانم باشم چون از نزديك مشاهده نموده ام آن ارزشهائي را كه در اسلام سنتي وجود دارد .ايشان صراحتاً اعلام مي كند كه تمايلات ارضا نشده ، خودخواهي هاي ارضا نشده و حالت خشم در زوج آمريكائي، نهاد خانواده را غير قابل تحمل نموده است . در حالتي كه مي گويد :

 من در اين مدتي كه در كشورهاي اسلامي سپري نمودم نديدم كه بچه اي صدايش را از صداي  پدرش بالاتر برد ، صدايش را از صداي مادرش بلند تر كند، نديدم كه يك فرزند به پدر و مادرش زهرآلود نگاه كند .و اين چيزي است كه در جامعه آمريكا معمول و عادي است . نديدم كه در مجامع عمومي صداي پدر نسبت به فرزندش ، نسبت به پسر و دخترش خشونت بار باشد .

يك شفافيت عاطفي بي نظير در خانواده هاي كشور هاي اسلامي مشاهده كردم،در زواياي خانه ها من  عظمت ا سلام و انديشه اسلامي را مشاهده كردم يك روشنفكر مسلمان 20 ساله افغاني با بنده صحبت مي كرد و مي گفت : من از اينكه پدرم يا مادرم را ناراحت كنم مي ترسم از ناراحت شدن مادرم وحشت دارم ، مي گفت اگر از يك افغاني سؤال كني ترس تو بيشتر از هر چيز از چيست ؟ جواب خواهد داد : از اينكه مادرم از دست من عصباني باشد.

آن خبرنگار يك سخني دارد كه فوق العاده عجيب است ، اين است كه در كشورهاي اسلامي يك زوج تقريبا مجبورند ، همسر نسبت به شوهرش ، شوهر نسبت به همسرش مجبور است كه بگويد: در اين دنيا كه 50 سال باهم بوديم اين برايمان كم بود ما بايد در آخرت باهم باشيم.مي گويد : اين سخن آنقدر مرا تكان داد من يك وقت احساس كردم ميزبانان من كه مسلمان بودند به ازدواج به عنوان يك رابطه روحي عميق نگاه مي كنند . 50 سال است اين خانم با اين آقا ازدواج كرده است ، هر دو سني گذرانده اند ، پا به سن گذاشته اند اما آنقدر رابطه عاطفي اينها را فرا گرفته است كه به هم مي گويند 50 سال كم شد من در اين 50 سال از تو سير نشدم ، من در اين 50 سال احساس نكردم كه بدون تو مي توانم زندگي كنم بايد ما در آخرت نيز باهم باشيم . اين مطالب را مطرح مي كند و در آخر نتيجه عجيبي مي گيرد آن نتيجه اين است كه مي گويد : در كشور ما آمريكا مردم مشتري احساسهاي ارزان قيمت اند . اينكه همسر به شوهرش بگويد:50 سال با تو بودم سير نشدم اين ارزان قيمت نيست،اين سخن خيلي پرقيمت است ما قيمت آن را نمي دانيم .

مي داني براي چنين سخني چقدر بايد سرمايه گذاري كني تا در يك جامعه همسر و شوهر نسبت به هم چنين علاقه عاطفي داشته باشند . اما در غرب احساسها، احساسهاي ارزان قيمت است يك احساس جنسي در حيوان هم وجود دارد در خوك هم هست . خوك وقتي مي خواهد با جنس مخالف خود نزديكي كند معركه اي در جنگل درست مي كند اين كه هنر نيست اين سمبل بي غيرتي است ، و لذا ايشان مي گويد : احساس هائي را كه ما در صدد احياي آنها در جامعه آمريكا هستيم احساسهاي ارزان قيمت اند . اين احساسي كه شخص خودش را براي عزت و حشمت جامعه خود فدا مي‌كند و مي تواند از خود بگذرد اين خيلي مهم است.عظمت يك فرهنگ هم همين است . افرادي كه در آن جامعه اند خودشان را فراموش كنند،احساس هاي اصيل ، ايثار ، فداكاري .مي گويد : احساسهاي ما در جامعه آمريكائي احساس هاي ارزان قيمت ، مبتذل و پيش پا افتاده است. اين احساسهائي را كه غرب در شرق شاهد آنهاست من نتوانستم آنها را در جامعه آمريكائي ببينم . من نظير اين احساسها را از مادر بزرگ خود شنيده بودم . آن زماني كه در فصل گرماي نيويورك مادر بزرگم مي‌گفت : من بدون دست كش و كلاه در آن گرما بيرون نمي‌رفتم.آنها بودند كه در جامعه آمريكا حريم نگه مي داشتند . مادرم مي گفت : هيچ وقت بدون شوهرم در نيويورك به رستوران نمي رفتم .

در باكو آقائي به خود بنده مي گفت : اين حجابي كه در خانمهاي شما وجود دارد 50 سال پيش براي ما هم فرهنگ بود اما اين فرهنگ را از دست ما گرفتند ، غارت كردند . خانم را طوري در معرض قرار دادند كه ديگر چيزي براي پنهان كردن نداشت.هر چه داشتند در معرض ديد گذاشتند.

 خانم با اين حال با كدام جاذبه مي خواهد عشق رمانتيك را درست كند زن كه لباس را در آورد حيا را هم در  مي آورد ( اذا نزعت الدرع نزعت الحيا ) بعد از رفتن حيا و به تبع آن ساير مكارم اخلاقي زن با كدام  عشق داغ ، عشق سوزناك مي خواهد فراتر از مسائل مادي ، علقه عاطفي ايجاد كند . اين عشقهائي كه مي بينيد همه اينها رنگ اند و رنگ زود از بين مي رود .

اين طوفان عشق را كه مي بينيد وقتي شوهر ورشكست شد و با مشكل مادي مواجه شد صفحه 180 درجه عوض مي شود خانم ديگر همان خانم نيست . آيا اين عشق همان عشقي است كه ادعا مي شد  مقدس است ؟

 

              عشقهائي كز پي رنگي بود           عشق نبود عاقبت ننگي بود

 

حرف زياد است يك جمله اي عرض كنم عزيزان دقت كنند : ما اين فرهنگ با عظمت را كه عجين شده با متانت و وقار در رفتار نسبت به بزرگترها ، اين ميراث 1400 ساله است . اين فرهنگ در يكي دو روز بدست نيامده است .

متون ديني ما ، فرهنگ ملي ما از طرق مختلف توانسته اند اين فرهنگ را براي ما درست كنند، با قصه ، آيه ، روايت ، ضرب المثل و شعر بنحوي در وجود جوانان اين كشور اين فرهنگ را درست كرده اند كه ما الان متاسفانه مي بينيم تعامل فرهنگي اين فرهنگ را غارت مي‌كند.

جواني كه بعد از ازدواج نمي توانست در روستا از جلوي قهوه خانه عبور كند . مي گفتي : چرا از وقتي كه ازدواج كرده اي از جلوي قهوه خانه عبور نمي كني ؟مي گفت:افراد مسني در قهوه‌خانه نشسته‌اند من از آنها خجالت مي كشم . اين يك صيانت بود يك پايگاه صيانت بود . اين فرهنگ به اين سادگي درست نشده بود . در درون اين فرهنگ و در لايه هاي آن چقدر حكايات و قصه ها آورده اند تا به نحوي نقب بزنند و وارد زندگي انسانها شده و ارزش هاي اين فرهنگ را عينيت دهند .

به زمخشري گفتند : چرا پاهايت شل شده است ؟ گفت : در كودكي به پاهاي يك گنجشك طنابي  بسته بودم با ان بازي مي كردم كه ناگهان به شكافي وارد شد ، طناب را كشيدم بجاي اينكه  گنجشك بيرون بيايد پاهايش بيرون آمد . مادرم ديد و گفت : پسر خودت شل بشوي. وقتي به مكه  براي درس خواندن مي رفتم به طوفان برف خوارزم برخورد كردم ، برفهاي آنجا هر دو پاي مرا معيوب  كرد، آلوده كرد و هر دو پايم آفت برداشت و پر از ميكرب شد در نتيجه پاهايم را بريدند . اين يك قصه است اما اين قصه و امثال اينها را  نوشته اند و گفته اند تا فرهنگ اسلامي درست شده است. 

خداي متعال در قرآن مي فرمايد : « و قل لهما قولا كريما » با پدر و مادرت كريمانه حرف بزن . از امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيدند : آقا معني كريمانه حرف زدن چيست ؟ حضرت فرمودند: معنايش اين است كه وقتي پدر يا مادرت دستش را بلند كرد  تو را بزند وقتي چوبش را بلند كرد كه تو را بزند بگذار او بزند اما تو بگو «غفر الله لكما»،او بزند اما تو بگو «غفر الله لكما» او بزند اما تو بگو «غفر الله لكما» به اين مي گويند قول كريم! نه اينكه وقتي او دستش را بلند كرد تو نيز دستت را بلند كني .

پيامبر ما دو بار لعنت فرستادند فرمودند:ملعون «ملعون» آن فرزندي كه دست به روي پدر خود بلند كند دست به روي مادر خود بلند كند ، امام سجاد به خداوند عرض مي كند : «و اخافهما مخافة السلطان العسوف» يعني : خدايا مرا طوري تربيت كن كه از پدر و مادرم  بترسم آن طوري كه انسان از سلطان عسوف مي ترسد . يك معناي سلطان عسوف ، سلطان ظالم است . يك معناي آن يعني سلطاني كه «يأخذ بقوه» يعني آدمي را با حدّت و شدت زيادي مي گيرد يعني اعتقادم اين باشد كه الان كه به پدرم چپ نگاه كردم الان كه به مادرم جواب نامناسب دادم خداي متعال مرا سخت خواهد گرفت .

 

 

البته جوانان عزيز دقت فرمايند كه بحث دو قسمت دارد :

 

 

1ـ حقوق والدين بر فرزندان

 

 

2ـ حقوق فرزندان بر والدين . كه هر دو اينها بحث خواهد شد .

 

 

اينها فعلا نمونه هائي است كه من از اين فرهنگ 1400 ساله براي شما بازگو مي كنم كه مدتهاي مديدي طول كشيده ، افراد دست بدست هم داده اند تا اين فرهنگها به دست ما رسيده است.

فرهنگ ما اين است كه در محضر بزرگترها حرمت نگه داريم . بحث ما فعلاَ اين است كه بزرگ كيست ؟

حدوداً 10 مورد بزرگي بعنوان مقدمه شمرده خواهدشد .

 

مورد اول از بزرگي ، بزرگي از لحاظ سن است           

 

 

رمز تعالي و ترقي جوامع بشري

 

وقتی یک نفر سن بیشتری داشت ، وظیفه این است که در محضر او احترام نگه داری.حضرت فرمودند : «و قّروا کبارکم ، و ارحمو صغارکم» دوجمله است اما رمز تعالی وترقی است یک جامعه اگر می خواهد بجائی برسد باید این دو مورد را در جامعه حل کند .اگر این دو نباشد هیچ وقت پیشرفت نخواهد بود . بلكه آن موقع پيشرفت بر علیه انسان خواهد بود.

 1- «وقروا کبارکم» بزرگ را باید توقیر کنی

 2- «وارحموا صغارکم» بچه بایستی ملاطفت ببیند باید حرمت ببیند بچه باید تعظیم ببیند که همه  اینها به صورت خیلی ظریفی در روایات مطرح شده‌اند كه در جاي خود بحث خواهيم كرد.

حفظ احترام سردمدار كفر توسط رسول اكرم (ص)

مورد اول که حضرت می فرماید : «و قروا کبارکم» بزرگترها باید حرمت داشته باشند این سنت پیامبران است . پیامبر وقتی آمدند ومکه را فتح کردند می بیند ابوسفیان مشرک است اما بزرگ قومش است «اکرموا کریم کل قوم» بی دین است لامذهب است اما بزرگ شهر است توسری به اونمیزند،می فرماید : خانه ابوسفیان مأمن است ، هر کسی به آنجا پناه برد با او کاری نداریم . ابوسفیانی که  تا آخر با پیامبر درگیر بود اما کبیر قوم بود .

فردي آمد محضر رسول خدا عرض کرد یا رسول الله من می خواهم با تو در بهشت باشم . چگونه باتو باشم . حضرت فرمود : «و قّر الکبیر تَکُن من رفقائی یوم القیامه» هر کجا بزرگی را دیدی برای او حرمت نگه دار.حرمت او را نشکن.اگر دیدی کمر او خم شده متلک نگو. نگو این کمان را چند خریده ای تا او هم در جواب تو بگوید : صبر کن بعد از مدتی مجانی به دست خواهی آورد . اگر دیدی بزرگی دستش می لرزد مسخره نکن ، اگر دیدی بزرگی بر اثر زیادی سن غیر طبیعی راه می رود حرمت نگه دار که نان همین حرمت را می‌خوری. اینکه آمده  وقتی نماز استسقاء می خوانید پیران را به درگاه خدا ببريد بچه ها را ببريد.همه بخاطر این است که اینها احترام دارند .اینها حرمت دارند حضرت فرمود:

اگر می خواهی با من باشی «و قر الکبیر»  علت مصاحبت و با هم بودن و مجالست،  سنخیت است یعنی بایستی با من هم سنخ باشی ، با پیامبر هم سنخ بودن به این است که به بزرگتر حرمت نگه داری . روایات در این باب مفصلند . بزرگتر در ميان قوم خود به منزله پيغمبر است حضرت می‌فرماید : هرکس بزرگتررا توقیر و  تعظیم کند خدا را تعظیم کرده است . خدا می فرماید :

تعظیم پیران تعظیم من است . کدام فرهنگ این را نوشته است . حضرت می فرماید :

«بحبّوا المشایخ» به انسان پیر احترام نگهداريد«فان تَبجيل المشایخ من اجلال الله عزوجل» حرمت نگه داشتن برای پیرمرد ، حرمت نگه داشتن برای خداست.

«و من لم یُبَجِّلهُم فلیس منا» هر کسیکه حرمت پیرمرد،  پیر زن را حفظ نکند حضرت می فرماید : از ما نیست و نقطه اشتراکي با هم نداریم . آقا رسول الله نشسته بودند،پیر مردی با جوانی محضر حضرت وارد شدند.بعد که نشستند،جوان شروع کرد به صحبت کردن– خدایا فرهنگ را ببین ، به این چهره زیبای اسلام دقت بفرمایید – جوان شروع کرد به صحبت کردن، حضرت ناراحت شدند و فوراً فرمودند : الکبیر الکبیر یعنی اجازه بده بزرگتر حرف بزند . بزرگتر درهمه چیز بزرگ است تو چرا حرف زدی تو ساکت باش اجازه بده اول بزرگتر حرف بزند . بعد تو حرف بزن . «الشیخ فی قومه کالنبی فی امته» پیرمرد در میان قوم خود مثل پیامبر است در میان امتش.حضرت فرمود اگر از ما سخنی به شما رسید و  نتوانستید حل کنید به خودمان حواله کنید ما می دانیم چه گفته ایم. با کدام عقل می خواهی حل کنی؟ عقل آنها در واقع عقل كساني است که خداوند  : «اشهد هم خلق السوات و الارض» خداوند در مرئی و منظر آنها این عالم را خلق کرد. تو با کدام علم خواهی فهمید؟

 

 

با اين پيشرفت علمي، دست بشر كه چيزي نيست؟!

علم 27 جزء است الان 2 جزء آن دست بشر است كه اینقدر پیشرفت کرده است می بینی هر چند ماه یکبار یکی از پیشرفته ترین کامپیوترها ساخته میشود که عقل حیران است در این یک ذره قطعه چگونه این همه مطالب و اطلاعات جاسازی می شود همه اینها از همین 2 جزء علم است .

در روایت است خداوند 25 جزء دیگر علم را نگه داشته وقتی آقا صاحب العصر و الزمان ظهور فرمودند خداوند این 25 جزء را اضافه به آن 2 جزء خواهد کرد. آقا صاحب الزمان با 27 جزء علم  خواهد آمد.يعني يك انفجار بزرگ علمي . حالا ببین می توان جلوی این علم ایستاد با اين حساب هنوز در دست بشر چیزی از علم نیست .

 

 

بهره‌مندي از علم ظرفيت مي خواهد

 

 

طلبه‌ای بود از طلبه های شیخ بهائی به شیخ عرض کرد: به من علمی بیاموزید که مرا نبینند. فرمود یاد می دهم اما نباید سوئ استفاده کنی. گفت: قبول است . شیخ نیز به او یاد داد. او نیز هر جائی می رفت کسی او را نمی دید . یک روز تصمیم گرفت در قصر شاه گشتی بزند . دید عجب غذاهای رنگارنگ خوردنی وجود دارد . تصمیم گرفت هر روز ناهار بیاید قصر . می آمد سر سفره ناهار شاه می نشست شاه تا می خواست یک لقمه را بخورد او دو لقمه خورده بود . شاه به شیخ بهائی عرض کرد : نمی دانم غذای من چرا این قدر زود تمام می شود ، تا من بخواهم غذایم را بخورم غذا تمام می شود . شیخ فرمود : اگر فلان چیز را بسوزانید به حدی که دود آن اتاق را بگیرد سر قضیه کشف خواهد شد . پادشاه سوزاند دید یکی کنارش نشسته و مشغول غذا خوردن است .هنوز آن چه از علم کشف شده نمی از دریاست. «و ما اوتیتم من العلم الاقلیلا» خیلی کم به شما علم داده شده است .

روایت را ملاحظه کنید:فرماید وقتی راه می روی اگر جلوی پیرمرد راه رفتی، اگر از مشایخ جلو افتادی فقیر خواهی شد- این امر قرار دادی نیست بلکه ذاتی است ـ حالا شما بیائید و این معادله را حل کنید

 

طبق فرمايش رسول اكرم (ص)‌طبق روایت نبوی ۲۵ چیز است که آدمی را دچار فقر می کند

  

«البول عریانا» انسان در حالی که  لخت است بول کند .

 

 

2- در حالت جنابت غذا خوردن بخورد .

 

 

3- به خرده های نان بی احترامی کند .

 

4- پوست پیاز و سیر را در آتش بسوزاند . الان این فرمایش را مسخره می کنند . ما در متون دینی مطلبی که ضد علم و ضد عقل باشد نداریم اما فوق علم و فوق عقل زیاد داریم، اول دانشگاه های عالم اگر بخواهند این مسأله را حل کنند و بفهمند . نمی توانند.

5- «و التقدیم علی المشایخ»:جلوی پیرمردان راه رفتن فقر می آورد .

 

 

6- «و دعوة الولدین باسمها» : پدر و مادر را با اسمشان صدا بزند نام پدرش احمد است صدا بزند احمد . این در فرهنگ ایلام درست نیست.او را باید با کنیه و القاب صدا بزنید. مادرت را نباید به اسمش صدا کرد احترام باید رعایت شود اگر با اسمشان صدا بزنی دچار فقر می شوی .

 

 

7- «و التخلیل بکل خشب»: هر چیزی كه به دست بياورد بخواهد با آن دندانهایش را تمیز کند دچار فقر می شود .

 

8- «و تفسیل الدین بالطین» صابون پیدا نکرده گل برداشته دستهای روغنی‌اش را گل مالی کند و بعداً با آب بشوید این چنین شخصی دچار فقر می شود .

 

 

9- «و القعود علی عتبةالباب» : دم در نشستن ، اگر دم در نشستی دچار فقر خواهی شد

 

 

10- «والوضوء عند الاستنجاء» از روی تنبلی وقتی به دستشویی می رود می گوید که هم به دستشویی بروم و هم وضو بگیرم .

 

 

11- ناخنش را نگیرد . مویش را بلند کند و تمیز نگه ندارد . اینها همگی فقر می آورد .

 

 

12- «و خیاطه الثوب علي النفس» لباسش پاره شده است از روی تنبلی نمی خواهد لباسش را در آورد و همانطور لباس را در تنش می دوزد . این فرد فقیر می شود .

 

 13- صورتش را شسته و حوله ای ندارد و صورتش را با لباسش پاک می کند این فرد فقیر می‌شود .

 

 

نمونه‌اي از دقت علامه جعفري در حفظ نظافت و پاكيزگي

 

 

علامه جعفری  در خانه‌ای وضو گرفت برا یشان حوله آوردند . گفتند که با این حوله صورتتان را خشک کنید فرمودند نه ! اصرار کردند فرمودند چون من به امثال این حوله  دست زده‌ام دستم و صورتم را شسته ام

 

 

14- در کنار سفره دراز می‌کشد و در همان حالت غذا می خورد این فرد فقیر می‌شود. 

 

15- لانه عنکبوت را از منزل پاک نکند .چنین شخصی فقیر می شود.

 

 

16- «و الخروج من المسجد سريعاً» اگر بعد از خواندن نماز سریع از مسجد خارج شود

 

 

17- «والدخول في السوق بالبكره» صبح زود قبل از طلوع آفتاب وارد بازار شود . آداب اسلامی به اهل بازار می گوید به بازار دیر بیایید و زود از بازار بیرون برو ید. چرا؟ چون در روایت است که بازار ماوای شیطان است. وقتی شیطان خسته می شود برای اینکه خستگی خود را در کند به بازار میرود دراین روایت دو مطلب شاهد بحث است . مشاهده می کنید که حضرت می فرماید اگر از فرد مسن جلو تر راه بروی فقیر می شوي . پدرت را به اسم صدا کنی فقیر می شوی.

 

 

نشان آخر الزمان

 

 

بر اساس روايات شکسته شدن حرمت بزرگتر نشان آخر الزمان است .

 

 

آخر الزمان يعني چه؟

 

 

وقتی گفته می شود آخر الزمان یعنی آخر ارزشها . نه اینکه زمان به آخر برسد . وقتی امام زمان (عج) ظهور می کنند سالها حکومت خواهند نمود . حضرت دورانی برای خودشان خواهند داشت بعد از حضرت هم دوران رجعت خواهد بود . زمان که به آخر نرسیده است . وقتی گفته می‌شود نشان آخر الزمان یعنی اوج پستی . بشر آنقدر سقوط می کند که زمین از فساد پر می‌شود! زمین از ظلم و بی عدالتی پر می شود ! وقتی گفته می شود ظلم و  بی عدالتی فکر نکنید که مثلاً فقط بیت‌المال تاراج می شود . بلكه عمده این است که نفوس به انحراف کشیده می شوند . وقتی در خصوص نشانه های آخر الزمان بحث می شود اول بحرانهای اخلاقی است. قبل از ظهور صاحب العصر والزمان بحرانهای اخلاقی غوغا می کند.آقا رسول الله فرمودند:قبل از اینکه قیامت بشود کار به جایی می رسد که در راه جلوی زنان را می گیرند و همانجا به ایشان تعدی می کنند و همه بی اعتنا از کنار قضییه عبور می کنند و حتی بهترین انسانها هم تنها حرفی که می زنند این است:

که ای کاش این كار را کمی دورتر از اینجا انجام می دادی !!

 

  

امت اسلام مصون از انحراف نيست

 

حضرت در خصوص امت خود هم چنین فرموده اند: قسم به خدایی که جانم در دست اوست کار امت من به جایی می رسد که در سر راه همانطور که  گرگی به گوسفندی حمله می کند  همانطور  به ناموس مردم حمله خواهند کرد و حتی بهترین انسانها هم تنها حرفی که می زنند این است که ای کاش این کار را پشت این دیوار انجام می دادی و هیچگونه اعتراض نمی کنند . حضرت تمامی این بحرانهای اخلاقی را می شمارند تا اینکه به این نکته می رسند که زمانی می رسد  كه :

«لا يَرحَمُ كبيركم صغيركم» کبیر به صغیر رحم نمی کند .

دلش برای او نمی‌سوزد. «و لا يبَجِّلُ صغيركم كبيركم» كوچكترها هم به بزرگترها احترام نمي‌گذارند «وَسَبّ الرَجُلِ اباه» فرزند به پدرش فحش خواهد داد. این یعنی اوج پستی و انحطاط.

 

 

عوارض بي‌رغبتي عاطفي والدين و فرزندان به يكديگر

 

 

حضرت فرمودند دو چیز باید در جامعه باشد . اول: توقیر کبیر دوم : رحم بر صغیر . توقیر کبیر که این همه درباره آن در آن روایات گفته شده است چه اثر تربیتی دارد ؟چرا باید به بزرگترها احترام بگذاریم؟

اولین علت آن این است که باعث می شود که بزرگتر نسبت به کودک بی رغبت نباشد.یکی از نشانه های آخر الزمان این است که پدر رغبتی به کودک خود ندارد و می گوید که حاضرم از سگ در خانه نگهداری کنم اما از کودک نه ! وقتی پدر می بیند که حرمتی در نزد فرزند نداردنمی‌خواهد پدر شود و از داشتن فرزند اجتناب می کند. بی حرمتی فرزند نسبت به پدر عللی دارد . از جمله مکافات . به این معنا که پدر خود به پدرش بی حرمتی کرده و حالا نتیجه آن را می بیند.حضرت فرمودند:

 «برّو اباءكم تَبرَّكُم اَبْناءَكُم» به پدرت نیکی کن تا فرزندت به تو نیکی کند. وقتی رو در روی پدرت ایستادی فرزندت هم رو در روی تو می ایستد .

 اولین اثر تربیتی این است که ارتباط دو نسل گسسته نشود . نسل منقرض نشود  والا اگر پدر نسبت به فرزند بی رغبت باشد این اتفاقات می افتد . طبق روایت زماني فرار مي‌رسد كه والدين از دست فرزندان خود آرزوي مرگ  مي‌كنند در زمان پیامبر کثرت فرزندان موجب فزونی حشمت و بزرگی برای پدر بود و دیگر کسی نمی توانست به او حرفی بزند.آقا رسول الله در آن زمان فرمودند همانطور که الان آرزوی شما داشتن فرزند و مال زیاد است زمانی می رسد که مردم غبطه شخصی را می خورند که فرزند کمتری دارد . زمانی فرا می رسد که  وقتی شخصی از کنار قبر برادر خود عبور می کند بر روی قبر می افتد و می گوید که ای برادر ای کاش من به جای تو بودم . حضرت فرمودند این مطلب به خاطر این نیست که شخص مشتاق ملاقات با پرودگار است بلکه به خاطر فشارها و رنجهایی است که از فرزندان می بیند در این حال است که می گوید ای کاش به جای برادرم بودم ! 

  

دومین اثر تربیتی این است که فرهنگ سپاسگذاری،فرهنگ قدردانی ، تکریم بزرگان جامعه و بزرگتر را در رتبه خود قرار دادن در جامعه شکل بگیرد. اگر این فرهنگ محقق نشود مسلماً افراد نخبه به جوامع دیگر جذب می شوند. شخصی که نابغه است اگر او را در موقعیت خاص خود قرار ندهند مسلماً  در کشور نمی ماند و از جامعه گریزان می شود . باید در جامعه ملکه قدردانی، روحیه سپاسگزاری ، احترام در برابر بزرگان احیا شود . وقتی به مدارس در کشورهای اروپایی می روید

 می بینید که مجسمه های زیادی در مجامع علمی وجود دارد وقتی می پرسید که این مجسمه ها چیست ؟ می گویند که اینها مجسمه های مدیران این مدرسه است . یکی از دوستان می گوید  که من به یکی از مدارس در  اروپا  رفتم دیدم که چهار  مجسمه در آنجا وجود دارد  وقتی پرسیدم گفتند که هر یک از این اشخاص سال ها مدیر این مدرسه بوده‌اند و این مجسمه ها ، مجسمه هاي قدردانی است .

اینکه می آیید و براي شخصيت ها سالگرد می گیرید بر خلاف اعتقادات وهابيت این کار شرک يا بدعت نيست . ابن ابی الحدید می گوید که آقا رسول الله برای سالگرد ولادت علی (ع) تبرک و تیمم مي نمودند « كان يتيمن بولادة عليٍ»

 نداشتن دوست نشانه نقص است

 

سومین فایده این است که اگر ارتباط پدر و مادر و فرزندان گسسته شود جامعه  بصورت احاد متفرق در می آید چرا در دین ما گفته می شود «المومن آلف مألوف» فرد مومن باید آلف باشد و با دیگران دوستی بکند نه اینکه در جامعه هیچ دوستی نداشته و تنها باشد.والا شخصیت ناقصی دارد. « مألوف » یعنی اینکه اگر  کسی برای دوستی با او آمد او را طرد نکند . در این حالت جامعه مجموعه یکپارچه می شود نه متفرق مانند گله گوسفند (می‌گویند هیچ حیوانی مانند گوسفند آحاد  متفرق نیست) اگر این ارتباطات در جامعه گسسته شود جامعه به احاد متفرق تبدیل می شود . 

 

چهارمین فایده  این است كه در جامعه «کَلّ» پیدا نشود . یعنی هم فرد ذلیل نشود و هم جامعه به افراد مصرفی صرف مبتلا نشود . این درست نیست  تا زمانی که پدر نیرو و انرژی در بدن دارد از او استفاده کنیم و  سپس او را رها سازیم.

 

 

اولین بیمه از کار افتادگی در جهان

 

 

حضرت علی (ع) از محلی عبور می کردند دیدند پیرمردی نصرانی گدایی می‌کند. حضرت پرسیدند چرا این مرد گدایی می کند پاسخ دادند که این مرد دیگر توان کار كردن را ندارد . حضرت فرمودند که  تا زمانی که او قوتی در بدن داشت از او کار کشیده‌اید و حالا که پیر شده است او را رها کرده اید  که گدایی بکند ؟پرسیدند پس چه بکنیم؟ حضرت فرمودند که از بیت المال برای او مستمری در نظر بگیرید . 

 

 

پنجمین  فایده این است که یک پایگاه مهم صیانت تشکیل بشود.وقتی جوانی فرد مسن را مي‌بيند  از روي احترام از او بترسد. ضمانت اجرايي اين ترس بالا تر از قوانين حقوقي است.

 

ششمین فایده این است که مهمترین پل تربیتی حفظ شود و آن پل انتقال تجربیات یک عمر به جوان و نو جوان است . معنی البرکة مع الاكابر هم همين است . بركت را تعريف مي كنند به اينكه چيزي اندك بازده زياد داشته باشد . در چند لحظه كوتاه پدر راه و چاه را در حساس ترين مقاطع تصميم گيري به فرزند نشان مي دهد . طبعا اين انتقال متوقف بر توقير پدر خصوصا و بزرگان جامعه عموما مي باشد. 

اینها شمه اي از آثار تربیتی اصلي است که آن همه آقا رسول الله بر روی آن تأکید فرموده اند که باید در جامعه بزرگان توقير شوند و حرمت آنها  شکسته نشود .

 دومین جمله آقا رسول الله اين بود كه فرمودند« وَ ارحمو صغاركم» در جامعه به کوچکتر ترحم شود

 

  نمونه‌اي از سيره پيامبر (ص)‌ در تكريم كودكان 

 

 

مباحث زیادی در این خصوص وجود دارد که به طور مفصل در مورد آن بحث خواهیم کرد.آقا رسول الله خودشان در این روش و سنت پیشرو بوده اند و در این باب حکایات شیرینی از سیره ائمه معصوم و رفتار علمای بزرگ وجود دارد. آقا رسول الله وقتی بچه ای را می دیدند فوراً سلام می کردند . وقتی علت را می پرسیدند حضرت می فرمودند : مي خواهم بعد از من اين اخلاق سنت شود. آيا ما اين كار را انجام مي‌دهيم؟‌ اصحاب هیچوقت مشاهده نکردند که حضرت کودکی را به اسم صدا کنند . وقتی می‌خواستند کودکی را که اسمش حسن است صدا کنند می فرمودند مثلا ابا محمد اصحاب عرض مي كردند  یا رسول الله این کودک که فرزندی ندارد شما این کنیه را از کجا آوردید؟ می فرمودند :

کودک را تکریم کنید و کودک را به اسم صدا نکنید و برای او از خودتان کنیه ای درست كنيد در اين خصوص روايات فراواني وجود دارد كه انشاءالله فردا بصورت دسته بندي شده  به حضورتان ارائه خواهد شد

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 11:36  توسط موسسه مهدی یاوران جوان  | 

www.zolal-e-marefat.blogfa