تبليغاتX
قدح معرفت
سخنرانی های حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید حسن عاملی در شب های رمضان 84و85

مروري بر بحث گذشته

در اصول و قواعد اخلاق اجتماعی ، مسألة تکریم بزرگان و آنهائی که به نحوی در جامعه تشخص دارند یا لااقل نگاه مردم به آنها محترمانه است ، از اهم اصول است .

دين مي گويد : « اکرموا کریم کل قوم » و لو به دین اسلام هم نباشند ، دین ما دین حرمت است، دین ادب است ، دین محبت است « هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبّ‏ » (الكافي ج8 ص79 ) . اگر محبت را از دین بگیری، دیگر چیزی باقی نمي‌ماند .

بحث كرديم که مصادیق بزرگی در جامعه چه کسانی اند ؟ بحث کردیم که سیرة آقا رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در اکرام دختری که از خانواده متمول است این بود که وی را به ازدواج پسری در مي‌آوردند که هر چند حسب و نسب نداشت و صاحب ثروتی نبود اما متدین و دارای فضائل اخلاقی فوق العاده بود ، چون هدف پایه گذاری نسل سالم است و لذا باید زمینه‌های آن را نیز در ازدواج فراهم کرد .

بعد در مورد اهداف ازدواج و تأمین زمینه های این اهداف بحث کردیم ، و به تناسب بحث به اینجا رسیدیم که ، نیت انسان در حوادث خارجی مؤثر است و اينكه نیت چه تأثیری در ازدواج علی الخصوص و در همه کارها علی العموم دارد ؟

انبياء بخاطر نيتشان ، پيامبر خدا شده اند

معمولا ما اصلا برای نیت حسابی قائل نیستیم در حالتی که معادله بسیار پیچیده و بسیار محیرالعقولي بین انسان و حوادث خارجی وجود دارد ، اینکه انسان با کدام نیت وارد معامله شده است؟ با کدام نیت وارد اداره شده است ؟ و ... .

در روایات نيز در این باب ظرائفي بیان شده است که یک عالم معارف در درون آنها نهفته است. نیت انسان آنقدر مؤثر است که انبیاء به خاطر نیت خیر خواهی شان پیغمبر شده اند ، خدای متعال کسی را پیغمبر کرده است كه دیده آن کس آنقدر نیت خیر دارد ، آنقدر خیر خواه است، حتی نمي‌خواهد پای حیوانی بشکند .

حضرت موسی گوسفندی را دنبال مي‌کرد ، آنقدر که هم حضرت خسته شد و هم گوسفند ، به حیوان فرمود : من مي‌خواهم تو را از  چنگ گرگ نجات دهم چرا فرار مي‌کنی ؟

اگر به زندگی پیامبران مراجعه کنید مي‌بینید که چقدر عطوف بود ه اند . نیت انسان را به مرتبه پیامبران مي‌رساند اما اگر قرار باشد یکی بدخواه دیگران باشد ، حسود باشد از زمین خوردن دیگران خوشحال باشد ، چنین انسانی نمي‌تواند اراده خداوند و این عالم را با خود هماهنگ کند.

انبیاء آنقدر عطوف بودند ، آنقدر غصه مردم را مي‌خورند ، آنقدر بخاطر مردم خون گریه کردند، گاهی دنیا برایشان تیره و تار شده ، اینکه خدایا چرا اين مردم اینقدر گرفتارند ؟ چرا اینقدر در غم و غصه اند ؟ کار به جائی مي‌رسد که خداوند مي‌فرماید : « لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ ألاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ »( شعراء3 ) یا رسول الله خودت را از غصه هلاک کردی به خاطر اينكه ايمان نمي آورند ، از بس تأسف خوردی ، خودت را داری از بین مي‌بری.

پیامبران خيلي عطوف بودند ، آنقدر لذت مي‌بردند از اینکه کسی در جنگ کشته نشود ، حضرت امیر المومنین – علیه السلام – عمداً جنگ را وقت ظهر شروع مي‌کردند . مي‌پرسیدند : یا علی چرا این موقع ؟ چرا اول صبح جنگ را شروع نمي‌کنی ؟ حضرت مي‌فرمودند : مي‌خواهم جنگ به شب بکشد تا هر کس مي‌خواهد فرار کند ، بتواند فرار کند .

شما یک مورد نمي‌توانید پیدا کنید که امیر المومنین – علیه السلام – ابتداءً دست به شمشیر برده باشد . چون قرار نبود بچه های کسی یتیم شود . همچنان که وقتی حضرت پیامبر لشکری را به جنگ مي‌فرستادند مي‌فرمودند : فکر نکنید که اگر یک دسته یتیم و بیوه را پیش من بیاورید من لذت خواهم برد، حظّ من در این است که چند نفر را مسلمان نموده آورده اید ، حضرت مي‌فرمودند : « اَلِّفُوا ولاتنفروا » شما را به جنگ مي‌فرستیم برای این است که بروید الفت درست کنید نه اینکه نفرت درست کنید ، تمام تلاش حضرت این بود که الفت درست کند نه اینکه نفرت درست کند . وقتی مي‌خواستند ، شخصی را والی یا فرمانده منطقه ای بفرستند ، سفارشات زیادی به او مي‌نمودند : مبادا زراعت را آتش بزنی ، مبادا پیرمردی و پیر زنی را بکشی، مبادا غارنشینان و بی خانمانها را بکشی ، مبادا به اهالی کلیسا تعرض نمائی ، مبادا درخت میوه را به آتش بکشی ، مبادا سم در آب بریزی ، همه این فرمایشات نشان مي‌دهد كه درون انبیاء پر بود از عطوفت و خیر خواهی .

حضرات معصومين ـ عليهم السلام ـ آنقدر در نیمه های شب برای فقرا غذا مي‌بردند که بدنشان زخمی مي‌شد . دو نفر از صحابة حضرت امیر المومنین - علیه السلام – مي‌گویند: در اندرونی مخصوص حضرت علی خوابیده بودیم اما در واقع خواب نبودیم و مرا قب حضرت علی بودیم ، که ببینیم چه  مي‌کنند ؟ دیدیم در نصفه های شب تا مي‌توانست برای فقرا غذا برده و به آنها سرکشی کردند ، وقتي آمدند ، دست به دیوار گذاشته و فرمودند : « لَيْتَ شِعْرِي فِي غَفَلَاتِي أَ مُعْرِضٌ أَنْتَ عَنِّي أَمْ نَاظِرٌ إِلَيَّ » ( بحارالأنوار ج41 ص22 ) خدایا ای کاش مي‌دانستم که آیا در غفلتهایم به من نگاه مي‌کنی یا از من روی گردان هستی ؟ خدایا ای کاش مي‌دانستم که مرا قبول کرده ای یا نه ؟

ائمه ما این همه عطوف و خیر خواه بوده اند . همه چیز كه با پول حل نمي‌شود ، گاهی مشکلی پیش   مي‌آید که با پول حل نمي‌شود و آدمی در آتش آن مشکل مي‌سوزد . خیلی ها هم هستند که بی‌خیال اند اما انبیاء آنقدر غم و غصه مردم را ، غم و غصه خودشان مي‌دانستند كه اگر درخواست مرگ مجاز بود برا ی خودشان مرگ مي‌طلبیدند اما راضی به قضای حق بودند ، چون توکل داشتند  مي‌دانستند که هر اتفاقی با حکمت  الهی همراه است . گاهی مشکلی پیش مي‌آيد که پایان آن مرگ است اما گاهی مشکلی پیش مي‌آید که هر لحظه آن مرگ است افرادی هم پیدا مي‌شوند که نمک به زخم چنین انسانهائی مي‌پاشند .

اگر باری زبارم برنداری                               میان بار سر بارم چه خواهی

عظمت و عزت و مقام انبیاء خیلی بحث سنگینی است . آنقدر خیر خواه مردم بودند ، یک وقتی اُسَرا را که آوردند حضرت پیامبر خندیدند ، یکی از اسرا گفت : باید هم بخندید، ما را اسیر نموده اید ، باید هم بخندید . حضرت فرمودند : به این مي‌خندم که شما را به زور دارم به بهشت مي‌برم ، با زور هم به بهشت نمي‌روید . پیامبران که مزد و اجری نمي‌خواستند پیامبران که دنبال مقامات دنیوی نبودند . حضرت نوح که کشتی را مي‌ساختند ، آنقدر مسخره مي‌کردند . مي‌گفتند : این کشتی بالهایش کجاست ؟ اینجا که دریا وجود ندارد حتماً این کشتی پرواز خواهد کرد . شما یک مورد هم نمي‌توانید پیدا کنید که انبیاء کسی را مسخره کرده باشند ، حضرت مي‌فرمودند : اگر ما را مسخره کنید زمانی هم ما شما را مسخره خواهیم کرد .

کسانی که در دنيا اهل ایمان و نماز گزاران را مسخره مي‌کنند ، خداوند در قیامت آنها را مسخره خواهد نمود ، بهشت را به آنها نشان خواهد داد در حالی که درهایش باز است و خیلی نزدیک هست ، اینها هم شروع به دویدن خواهند نمود ، به محض اینکه خواستند برسند خداوند درها را خواهد بست .

اگر وجود انبیاء را بگردی غیر از خیر و خیر خواهی چیزی نخواهی یافت ، شخصي كه خاکستر به سر پیامبر مي‌ریخت ، چند روز بود كه مريض شده بود ، اما حضرت مي‌پرسند : چند روز است فلانی نیست؟ مي‌گویند مریض شده و حضرت به عیادت او مي‌روند ، او نیز از خجالت لحاف را به سر مي‌کشد .

درنیت خیر یک سری هست ، خداوند متعال عالم را طوری خلق کرده است که نیت اگر خیر باشد مسیر حوادث خارجی نسبت به این نیت بسته خواهد شد .

 

 

تأثير باورها و اعتقادات در كارهاي انسان

صبح که از خانه بیرون مي‌آید مي‌گوید : خدا امروز مرا درمانده نخواهدگذاشت ، خداوند هم مي‌فرماید : « أَنَا عِنْدَ حُسْنِ ظَنِّ عَبْدِي بِي‏ » ( مستدرك‏الوسائل  ج11 ص251 ) . نیت تو این است که خدا کار مرا درست خواهد نمود . من هم به خاطر همین حسن ظن تو کار تورا درست خواهم نمود . چون اعتقاد او چنین است کارهایش درست مي‌شود .

یکی از مراجع در نجف خدمت حضرت امام عرض کرده بود : آقا این چه حرفهایی است که مي‌فرمائید شاه باید برود ، یک مستأجر را نمي‌شود از خانه بیرون کرد ، شما مي گوئيد شاه را باید از مملکت خارج کنم . حضرت امام دست خالی بود یک عبا داشت و یک قبا ، اما آن نیت خیر او و آن تلقی اعتقاد او بود که کارها را درست کرد . همین باورها و اعتقادات است که بطور عجیبی در حوادث بیرون تأثیر مي‌گذارند . وقتی اعتقادش این است که در خانه من بسته نخواهد ماند ، همانطور هم  مي‌شود ، اما وقتی اعتقاد دارد که مرا جادو کرده اند ، مرا سحر کرده اند ، بخت مرا بسته اند ، معلوم است که با همین اعتقادات خودش را بیچاره خواهد کرد . این افکار و عقاید را بریز دور . اگر اذن الهی نباشد چه کسی مي‌تواند دست به زندگی تو دراز کند ؟

كفارة فـال بد

چرا مي‌فرمایند : کفاره فال بد توکل است ، اگر فال بد زدی و گفتی : کار من درست نمي‌شود ، فوراً توکل کن ، بگو : خداوند بر همه چیز قادر است، نیت خیر کن .

حضرت پیامبر وقتی از مکه فرار مي‌نمودند ، یکی حضرت را دید گفت :اسمت چیست ؟ حضرت فرمودند : ناصر گفت : « نُصِرنَا وَ اللهِ » منصور شدیم .

همیشه فال نیک بزنید مي‌فرماید : « تفألوا تجدوه » شما فال نیک بزنید من هم همان را جلوی شما حاضر خواهم نمود .

یک نفر در کاشان بود که خیلی از عقرب مي‌ترسید ، ایشان وسط حوض آب ، تختی درست کرده بود که روی آن مي‌خوابید و مي‌گفت : اگر عقرب بخواهد مرا نیش بزند باید از این آب عبور کند که نمي‌تواند ، یک پشه بند هم بر روی خود مي‌کشید ، و مي‌گفت : بیا بطرف من ببینم چگونه خواهی آمد؟ آن شخص مي‌گوید : شب در خواب دیدم عقرب با من حرف مي‌زند و مي‌گوید : ما اذن نداریم ، وگرنه تو را وسط همین آب نیش مي‌زدیم ، از وحشت از خواب بیدار شدم دیدم درست روی چانه ام یک عقرب است ، عقرب را که از خودم دور کردم ، همه آن بساط را جمع کردم فهمیدم که همه اینها اسباب ظاهری اند « و الله من وراءهم محیط » کارساز خداست . از همه فالهای بد بوی شرک مي‌آید .

آقا سید احمد خوانساری ( خوانساری کبیر ) در تقوا نمونه بوده اند ، حضرت امام مي‌فرمودند : ایشان در تقوا در دنیا نظیر ندارد . ایشان مي‌فرمایند : وقتی من در نجف طلبه جوانی بودم ، یک وقتی فهمیدم که باید ازدواج کنم اما قادر به ازدواج نیستم ، رفتم حرم و عرض کردم : یا امیر المومنین مي‌دانی که من اهل گناه نیستم ، مقدمات این کار را فراهم کن تا من ازدواج کنم ، بعد از مدتی دیدم که خیلی تحت فشار هستم آمدم عرض کردم : یا امیر المومنین ، عرض کردم که مقدمات اینکار را درست بفرمائید مي‌خواهم ازدواج کنم . بعد خواستم از باب تشکر ، عتبه آستان حضرت را ببوسم – گاهی افراد برای اینکه کارشان درست شود مثلا نذر مي‌کنند بعد هم برای اینکه بقول خودشان دل خدا را بدست بیاورند، قبل از برآورده شدن حاجتشان به نذر خود عمل مي‌کنند. یک فردی حیوانش مریض شده بود ، نذر کرد که اگر او خوب شود 3 روز روزه بگیرد .بعد هم برای اینکه خدا حتماً حیوانش را خوب کند ، شروع کرد به روزه گرفتن، بعد از 3 روز حیوان مرد ، این شخص گفت : خدایا روزه های مرا هدر دادی من هم ماه رمضان در 3 روز از روزهای مهم برایت روزه نخواهم گرفت عوض این 3 روز – آقا سید احمد آقای خوانساری وقتی خواستند عتبه را ببوسند ، عقربی پیشانی شان را نیش زد ، مي‌فرمودند : فهمیدم که بایستی برای رسیدن به مقامات و نیازها باید صبر کنم.

نيت توحيدي و تأثير آن درعالم

غرض این است که اگر نیت توحیدی باشد ، در عالم بیرون اثر مي‌گذارد ، اعتقادش این باشد که همه کارها دست خداست ، « وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمينِهِ‏َ » (زمر67) ، « سُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ رِزْقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ نَاصِيَةُ كُلِّ دَابَّة » ( بحارالأنوار ج87 ص185 ) ، « فَسُبْحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » (يس 83) ملکوت یعنی فرمان  .

ديدم داخل كيسه ، همان ده هزار درهم است

مازنی مي‌گوید : یک یهودی پیش من آمد و گفت :  « الکتاب » سیبويه را بمن درس بده – این کتاب هم کتاب سخت و مشکل است ، هم یک شاهکار ادبی است که کمتر کسی پیدا مي‌شود که قدرت تدریس این کتاب را داشت – مازنی گفت : این کتاب را به تو درس نمي‌دهم . گفت: چرا ؟ گفت : چون در این کتاب چند آیه قرآن است ، من یک یهودی را به این آیات متمکن نمي‌کنم ، یهودی گفت: ده هزار درهم برایت آورده ام ، مازنی مي‌گوید : من به یک درهم احتیاج داشتم ، اما به یهودی گفتم : شأن قران اجلّ است از هزار درهم تو ، من اینکار را نمي‌کنم، مازنی مي‌گوید : به خانه که آمدم مرا سرزنش کردند که چرا پول را قبول نکردی تو که قدرت تدریس کتاب را داشتی ، گفتم :  نه من با قرآن معامله کرده ام ، من بازنده نخواهم شد – نیت خیلی مهم است ، در تجارت ، در کسب ، در همه چیز مهم است ، اینکه بعضی ها در معامله غش مي‌کنند چه دلیلی دارد ؟ حضرت پیامبر مي‌فرماید : « مَنْ غَشَّ الْمُسْلِمِينَ حُشِرَ مَعَ الْيَهُودِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لِأَنَّهُمْ أَغَشُّ النَّاسِ لِلْمُسْلِمِينَ » ( من‏لايحضره‏الفقيه ج3 ص273 ) کسی که با مردم در معامله غش کند با یهودیها محشور خواهد شد چون بیش تر از همه یهودیها بر سر مسلمانها کلاه گذاشته اند ــ مازنی در خانه بود که ناگهان پیک خلیفه آمد و او به محضر خلیفه احضار شد . خلیفه گفت یکی از شعرا شعری خوانده است، دستور داده ام آن را ترکیب کنند اما هیچ کس نتوانسته است تو این شعر را ترکیب کن . من نیز شعر را ترکیب کردم . خلیفه به من کیسه ای داد که وقتی در خانه آنرا دیدم ، درست ده هزار درهم بود .

تأثير حالات نفساني

نیت، خیر باشد همین مي‌شود نه تنها نيت خیر بلکه انفعالات نفسانی و حالات نفسانی ، نیات باطنی ، حالات روحی همه و همه در حالات خارجی انسان و در واردات روحی تأثیر دارد ، گاهی وقتی نماز شب از دست مي‌رود ، انسان در طول روز مدام افسوس آنرا مي‌خورد ، همين نزد خدا خيلي ارزش دارد.

« وَ إِنْ تُبْدُوا ما في أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ » ( بقره 284) خداوند متعال مي‌فرماید : آن چیزی که در درون توست چه ظهور کند و یا نکند من آنرا به حساب مي‌آورم . خیلی آیه عجیبی است . بعضی ها مي‌گویند که اگر نیت دردرون آدم بماند و به بیرون نمایان نشود چیزی به حساب نمي‌آید، چنین نیست بلکه تأثیر بسیاری دارد . این حالت نفسانی حتی اگر منشأ افعال خارجی نباشد و فقط برای افعال خارجی قابلیت داشته باشد ، خداوند آن را محاسبه خواهد نمود، بعضی ها وقتی گناهی انجام مي‌دهند ، پشیمان شده و خود را ندامت مي‌کنند که چرا چنین کردی ؟ اما بعد از آن شیطان از کارخود پشیمان مي‌شود چون همین ندامت فرد ، او را به مقامات بالایی مي‌رساند .

شيطان گفت : بلند شو نماز شب بخوان !

در روایت آمده است که شیطان حضرت یعقوب را از خواب بیدار کرد و گفت : برای نماز شب بیدار شو . حضرت پرسید: تو مرا برای نماز شب بیدار کردی ؟ گفت : بله چون مي‌خواهم به تو خیری برسانم. حضرت پرسیدند : تو موجود خیر رسانی نیستی، برای چه این کار را کردی ؟ شیطان گفت : من از یک چیز تو مي‌ترسم و آن این است که وقتی نماز شب را از دست مي‌دهی آه و ناله فردای تو ، تو را به مقامات بالا مي‌رساند .

یکی از علما مي‌گویند که جهت تلقین گفتن به بالين یک محتضر رفته بودم و او یا الله مي‌گفت . یکی از عرفا مي‌گویند: وقتی که این مرد یا الله مي‌گفت ، شیطان را دیدم که در جلوی در نشسته و لبیک  مي‌گوید از شیطان پرسیدم : این مرد که یا الله مي‌گوید پس تو چرا لبیک مي‌گویی.گفت : این مرد یک عمر مرا صدا کرده به خاطر همین من به او لبیک مي‌گویم . مرگ عصاره زندگی است ، حضرت مي فرمايد : « كما تعيشون تموتون‏ » ( عوالي‏اللآلي ج4 ص72) هر طور که زندگی کرده اید همانطور هم خواهید مرد .

در روايت آمده است که گاهی محتضر را رو به قبله میکنند ولی ملائکه مي‌آیند و او را پشت به قبله  مي‌کنند چون این شخص رو به قبله زندگی نکرده است .

تأثير نيت خير در ازدواج

اصل بحث این است که ای جوان عزیز در ازدواج برای نیت خیر حساب باز کن . جامعه پر است از معیارهای غلط كه به دنبال آن فاجعه ها مي‌آید . اگر معیار های غلط در جامعه بر ازدواج حاکم شود ، جامعه رابه آتش مي‌کشد . یکی از بحث های مهم که در روایات هم بیان شده است مسئله نیت خیر در ازدواج است . با کدام نیت بایک دختر ازدواج کردی ؟ با معیار ثروت ؟ با معیار جمال ؟

گاهی نیت ، نیت خیری است و در ابتدای زندگی هم ، زندگی ساده و سطح پائین دارند اما به خاطر نیت خیر به جایی مي‌رسد که مي‌شود مثل جناب مسجد شاهی در اصفهان که شاه قاجار به ثروت او نیازمند و محتاج بود .

امیر المومنین (ع) مي‌فرمایند : « تَزَوَّجْتُ فَاطِمَةَ ع وَ مَا كَانَ لِي فِرَاشٌ وَ صَدَقَتِيَ الْيَوْمَ لَوْ قُسِمَتْ عَلَى بَنِي هَاشِمٍ لَوَسِعَتْهُم‏ » (بحارالأنوار ج41 ص43 )  وقتی من با زهرا ازدواج کردم چیزی برای زیر انداز کردن نداشتیم ، اما صدقه هایی که من امروز پخش مي‌کنم اگر میان بنی هاشم تقسیم شود به همه آنها مي‌رسد .

زنان پیامبر در اول ازدواج  حضرت علی و حضرت زهرا ـ سلام الله عليهما ـ پیامبر را ملامت مي‌کردند که چرا چنین كردید، علی (ع) که چیزی در زندگی ندارد .

حضرت علی (ع) در روایت دیگری مي‌فرمایند : در شب زفاف که فاطمه را به خانه من آوردند « مَا كَانَ لَيْلَةَ أُهْدِيَ لِي فَاطِمَةُ ع شَيْ‏ءٌ يُنَامُ عَلَيْهِ إِلَّا جِلْدُ كَبْش » ( بحارالأنوار ج40 ص323 ) چیزی نداشتیم که روی آن بخوابیم به غیر از یک پوست گوسفند . در اول ازدواج وضع زندگی علی و فاطمه زهرا (س) چنین بود ولی بعد ها علی مي‌فرمایند که زکات روزانه من برای تمام بنی‌هاشم کافی بود .

كيفيت نيت ازدواج

از روایات معلوم مي‌شود اگر در ازدواج  نیت ، تفاخر به دیگران باشد خداوند آن را بر عکس مي‌کند و آن فرد مي‌شکند و زمینه تفاخر برای او فراهم نخواهد شد . اگر به خاطر ثروت با دختری ازدواج کردی خداوند متعال مي‌فرماید : که او را به مالش واگذار مي‌کنم . معنی اینکه خداوند مي‌فرماید او را به ثروت و مالش واگذار مي‌کنم این است که سایر اسباب را از او سلب خواهم نمود و سایر اسباب با او همراهی نخواهد کرد . در روایت است که اگر كسي فقط به خاطر جمال با کسی ازدواج کرد ، خداوند متعال مي‌فرماید : مشکلی را پیش رویشان مي‌گذارم که هیچ وقت فکر آن را نمي‌کردند ، ولی اگر به خاطر دینداری و درستی و صفا و اخلاق فرد با او ازدواج کرده است ، او را از سایر اسباب محروم نخواهم کرد .

در روایت است که اگر به خاطر ثروت با کسی  ازدواج کرد آن مال را سبب طغیان مي‌کنم و اگر به خاطر جمال با کسی ازدواج کرد ، جمال را سبب تباهی  خواهم کرد .

حضرت فرمودند : در ازدواج دین و ایمان طرف مقابل را در نظر بگیرید . نکته ای در اینجا وجود دارد و آن این است که امام صادق (ع) فرمودند : اگر از ابتدا نیت درست باشد خداوند اسبابی که اقتضای جمال است آنها را درست مي‌کند . معنای این گفته این نیست که مثلاً با یک نفر کریه المنظر ازدواج کنی و شب بخوابی و صبح به حور العین تبدیل شده باشد  بلکه این است که اول کار که نیت مي‌کنی و مقدمات کا ر را شروع مي‌کنی نیت خود را اصلاح بکن و بگو مي‌خواهم با فردی که دین و ادب  و اخلاق و معرفت در او وجود دارد ازدواج بکنم بقیه کارها را خداوند خودش اصلاح میکند .

امام صادق (ع) مي‌فرمایند : « إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأةَ لِجَمَالِهَا أوْ مَالِهَا وُكِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ إِذَا تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ  » ( الكافي ج 5 ص333 ) اگر مردی بازنی ازدواج کند به خاطر جمال و مال و ثروت او ، خداوند او را به جمال و مال او واگذار مي‌کند ، اما اگر به خاطر دین فرد با او ازدواج بکند خداوند جمال و مال را هم به او مي‌دهد .

مشكلات كساني كه فقط بخاطر زيبائي زن با او ازدواج مي كنند

مسئله ای که در اینجا مطرح است این است که نباید لحاظ استقلالي به جمال داده شود نه لحاظ تبعی .

مشكل اول آن فردی که جمال را استقلالی لحاظ نموده است اين است كه چون نمي داند كه مرد یا زن برای هم شریک زندگي هستند نه شریک ارضای امیال ، آن چیزهائي که انتظار ندارد و به صلاحش نیست اتفاق خواهد افتاد ، که این امر ، امری طبیعی است

مشکل دوم این است که نمي داند بعد از ازدواج جمال متعلق به او نیست و به دیگران تعلق دارد و اين يك قاعدة كلي است . بنابراین اگر تنها علقه در بین زن و شوهر جمال باشد ، نتیجه اش این است  که مرد بعد از مدتی دنبال بهانه مي‌گردد و کم کم برخوردهای ظالمانه شروع مي‌شود و بعد زندگی مشترک از بین مي‌رود . همه اینها ثابت شده است و مخصوصاً که مدتی از زندگی سپری شد طبیعتاً این موارد پیش مي‌آید ، به همین دلیل است که معصومین این موارد را سفارش کرده اند .

سومین مشکل این است که این ذهنیت در روابط خانوادگی تأثیر دارد و به جای تفکر و تعقل در خانواده ، جاذبه های مادی جایگزین مي‌شود .

لحاظ تبعي جمال زن

همه این مشکلات وقتی پیش مي‌آید که لحاظ ، لحاظ استقلالی باشد ولی اگر لحاظ تبعی باشد اشکالی ندارد و خود معصوم هم گفته است که همسر باید دارای جمال باشد. مواقعی پیش مي‌آید که خانمی با جمال عالی اما بی دین وجود دارد و خانم دیگری با جمال عالی ولی با ایمان وجود دارد ، در این موارد باید به سراغ ایمان فرد بروی . خداوند در قرآن مي‌فرماید :

« وَ لَأمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أعْجَبَتْكُمْ وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أعْجَبَكُمْ  » ( بقره 221 )

ای مؤمنين زن مومن برای شما بهتر از زن مشرک است ولو اینکه زیبایی آن زن شما را بسیار متعجب بکند . خداوند متعال صراحتاً مي‌فرماید : زن  ایمان داشته باشد ولو اینکه زیبایی او به زیبایی آن زن بی ایمان نرسد باید به سراغ این زن بروی . پس اگر جمال را بصورت تبعی لحاظ کنیم بهتر است و ایرادی ندارد .

در روایت آمده است که حضرت مي‌فرمایند : « إِذَا أرَادَ أَحَدُكُمْ أنْ يَتَزَوَّجَ فَلْيَسْأَلْ عَنْ شَعْرِهَا كَمَا يَسْأَلُ عَنْ وَجْهِهَا فَإِنَّ الشَّعْرَ أحَدُ الْجَمَالَيْنِ » (من‏لايحضره‏الفقيه ج3 ص388 ) زمانی که یکی از شما قصد ازدواج داشت حتی از موی سر نیز سوال بکنید چون جمال زن فقط به صورت او نیست بلكه موی سر نيز یکی از دو جمال است . حتی اگر عقد هم خوانده نشده است ولی چون قصد ازدواج دارد و تمام مقدمات را تمام کرده است دین اجازه مي‌دهد که حتی به موی سر زن هم نگاه بکنی .

حضرت پيامبر مي‌فرمایند : « أفْضَلُ نِسَاءِ أمَّتِي أحْسَنُهُنَّ وَجْهاً وَ أقَلُّهُنَّ مَهْراً » ( بحارالأنوار ج100  ص237 ) بهترين زنان امت من آن زناني اند که جمال زیبا و مهریه کم دارند .

در روایت  آمده است که « اطْلُبُوا الْخَيْرَ عِنْدَ حِسَانِ الْوُجُوهِ فَإِنَّ فِعَالَهُمْ أحْرَى أنْ يَكُونَ حَسَناً »  ( وسائل‏الشيعة ج20 ص59 ) اگر دنبال خیر هستی پیش کسانی برو که جمال  زیبایی دارند ، آن کسی که جمال زیبایی دارد افعالش هم زیبا مي‌شود .

خداوند متعال هم مشتری زیبایی ها است

عزیزان این مطالبی که عرض شد تبعی هستند و اشکالات مطرح نشود که این حرفها چیست ؟ حضرت فرمودند : اگر مي‌خواهی برای کودک دایه بگیری ، برو و دایه ای با جمال پیدا بکن ، دلیل اینکه مي‌گوید دایه باید با جمال باشد این است که شیر بر کودک تأثیر دارد این بچه ولو به دنیا آمده است ولی آن شیر تأثیر دارد . حضرت پيامبر مي‌فرمایند : « عليكم بالوجوه الملاح و الحدق السود، فإن الله يستحي أن يعذب الوجه المليح بالنار » ( الأمالي‏للطوسي 312 ) یعنی به سراغ قیافه های نمکین و چشمان سياه بروید  ـ حدق یعنی حدقه ها و سود جمع اسود به معنی سیاه است ـ بعد حضرت مي‌فرمایند: خداوند شرم مي‌کند که صورت زیبا را در آتش بسوزاند . یعنی خداوند هم از زیبایی خوشش مي‌آید در روایت آمده است که گاهي شخصي با صدای خوش دعا مي‌کند و خداوند متعال به ملائکه مي‌گوید حاجت او را ندهید تا او با صدای خوبش باز هم دعا بخواند، ولی گاهی فردی با صدای کریه و زشت دعا مي‌کند ، خداوند مي‌فرماید : زود حاجت او را بدهید  تا صدایش قطع شود . معلوم مي‌شود خداوند متعال خودش مشتری زیبایی ها است .

اگر دو امام جماعت با هم بر سر نمازگزاردن به خاطر ثواب اختلاف پیدا کنند باید ببینی کدام آنها تقوایش بیشتراست اگر برابر بود کدام يك عدالت  بیشتری دارد ، اگر مساوی بود ، ببين علم کدام بیشتر است و همینطور باید مقایسه کرد در نهایت حضرت مي‌فرمایند : اگر در همه چیز مساوی بودند ، نگاه کن که کدام یک از آنها زیباتر است به او اقتدا بکنید .

زن زيبا بلغم را كم مي كند

البته من در ابتدا عرض کردم که در این مطالب لحاظ تبعی است نه لحاظ استقلالی . در روایت آمده است که حضرت فرمودند : «‌ الْمَرْأَةُ الْجَمِيلَةُ تَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ الْمَرْأةُ السَّوْءَاءُ تُهَيِّجُ الْمِرَّةَ السَّوْدَاءَ» ( الكافي ج5 ص336 ) وقتی مي‌خواهی ازدواج کنی زن زیبا انتخاب بکن تا بلغم را قطع بکند. بلغم به خلط گلو گفته مي‌شود که اگر زیاد باشد هوش انسان کم مي‌شود.

از یکی از علما این موضوع را پرسیدم گفتند : که زیبایی زن باعث محبت مي‌شود و محبت هم انسان را سوداوی مي‌کند و در انسان سوداوی بلغم وجود ندارد یعنی دین به مسئل بسیار ظریفی اشاره کرده است .

آخرین روایت در خصوص این بحث این است که امام صادق ( ع) مي‌فرمایند : از پدرانم شنیدم که فرمودند : « مَا اسْتَفَادَ امْرُؤٌ مُسْلِمٌ فَائِدَةً بَعْدَ الْإِسْلَامِ أفْضَلَ مِنْ زَوْجَةٍ مُسْلِمَةٍ تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا وَ تُطِيعُهُ إِذَا أمَرَهَا وَ تَحْفَظُهُ إذَا غَابَ عَنْهَا فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ » (الكافي ج5 ص327 )  برای یک مرد بعد از نعمت اسلام ، هیچ  چيز به غیر از خانمی که مسلمان باشد افضل نیست ، خانمي كه  وقتی به او نگاه کند خوشحال شود ، به حرف مرد گوش دهد و زماني كه مرد ، غائب است ، مرد را هم در وجود خودش و هم در ثروتش حفظ بکند یعنی خیانت ناموسی و مالی نکند .

به این رویات نگاه بکن :

اولاً زن متدین را اسلام معرفی مي‌کند یعنی نشان مي‌دهد که خانم در منزل اثر عمیق تربیتی بر روی فرزندان دارد.

ثانياً اینکه به اوصافی تأکید مي‌کند که این اوصاف نوعاً پشتوانه دینی دارند . اگر فرد با ایمان باشد و خدا و پیامبر را بشناسد و از معاد بترسد خیانت ناموسی نمي‌کند ، از شوهر اطاعت مي كند و وقتی مرد به او نگاه مي کند موجب سرور و شادی مرد مي شود .

دراین باب رویات بسیاری وجود دارد که من به همین مقدار کفایت کردم . ان شاءالله که در جامعه ما جوانان با معرفت وارد عرصه بسیار مقدس خانواده بشوند .


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 12:48  توسط موسسه مهدی یاوران جوان  | 

www.zolal-e-marefat.blogfa