تبليغاتX
قدح معرفت
سخنرانی های حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید حسن عاملی در شب های رمضان 84و85

راز جاودانگي حضرت علي ـ عليه السلام ـ

امیرالمؤمنين ـ علیه السلام ـ متعلق به ابدیت است ، متعلق به بشریت است . اصولی که امیرالمؤمنين ـ علیه السلام ـ بواسطه آنها حکومت داری کرد جاودانه است وکهنه شدنی نیست واین اصول ، گمشده بشریت است ، این اصول، اصول نهایی و ابدی است

گاهی مطالبی در زندگانی بشری مطرح می شود که اگر چه از سوی غیر معصوم مطرح شود اما این مطالب ابدی هستند .

از فرمایشات علی علیه السلام است که « الموت في حياتكم مقهورين خير من الحياة في موتكم قاهرين » (المناقب ج3 ص167  ) مگر این فرمایش کهنه شدنی است، مگر زمان می تواند با این فرمایشِ حضرت سرِ جنگ داشته باشد. حضرت می فرمایند :زندگی این است که بمیری اما در حالیکه قاهری ومرگ این است که زندگی کنی اما در حالیکه مقهور هستی . امیرالمؤمنين ـ علیه السلام ـ از اینگونه فرمایشات کم ندارند.

اصولی که حضرت علی (ع ) بنا نهاده اند ، نمودی از قدرت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی
ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ می باشد. فصحای عالم و متفکرین تاریخ در برابر این کلام خاضع هستند که: « قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ » (بحارالأنوار ج1ص165 )  یعنی قیمت هر شخص زیبائی است که در زمان حیات خودش آن را خلق کرده است مگر این سخن کهنه میشود . گاهی سخناني در تنهائی بر زبان برخی جاری می شود که الهام است وسخن معمولی نیست . این سخن برخی از متفکرین وفلاسفه است که : « اگر یک هزارم اشکهائی که تا بحال بخاطر گرسنگی گرسنگان جاری شده است ، بخاطر آنهائی كه از نظر روحی گرسنه هستند جاری می شد، هم اکنون درکل عالم یک نفر هم گرسنه پیدا نمی شد . »  این کلامي‌است كه برای همیشه به ابدیت خواهد پیوست.

برخی از اندیشمندان غربی ولو غیر مسلمان هستند اما سخنان واقعا زیبائی دارند ، يكي از آنها مي‌گويد : «وقتی مشکلی برایت پیش آمد نگو ای خدا چه مشکل بزرگی دارم بلکه به مشکل بگو ای مشکل چه خدای بزرگی دارم . »  چه سخن زیبائی است.

اگر اصول حضرت علی را حتی به  ملحدترین شخص که تا به حال علی ـ عليه السلام ـ  را ندیده است بگویی ، عاشق حضرت می شود.

علي ـ عليه السلام ـ  در كلام بزرگان جهان

امشب می خواهم دنباله سخنانی را که در شب نوزدهم خدمت شما عرض کردم ادامه دهم ، سخنانی راکه درتمام دنیا وجود آزادمردان را تسخیرکرده است ، بطوریکه باید چند مجلس مجزا تشکیل داد تا سخنانی را که متفکران غیرمسلمان درخصوص شخصیت علی ـ عليه السلام ـ  مطرح کرده اند مورد بحث قرار داد.

وقتی از جرداق مسیحی سوال می کنند که آیا علی برتر است یا مسیح؟ پاسخ می دهد : « اگر بگویم مسیح برتر است برخلاف وجدان خودم عمل کرده ام واگر بگویم علی افضل است برخلاف دین خودم عمل نموده ام . »

هُلد انگلیسی که شخصی ارمنی است می گوید: « زمانی که در عرصه محشر حاضر شدم ، اولین سوالی که از خدا خواهم کرد این است که : خدایا چرا بشریت از تعلیم وتربیت علی محروم شد؟چراعلی سراغ کشاورزی رفت ؟ چرا علی بجای اینکه در مسجدکوفه بربالای منبرنشسته وخطبه ایرادکندومعارف عرشی را برای بشریت به یادگاربگذارد به مدت 5 سال مشغول تدارک لشکر شد؟ آیا شأن علی ـ عليه السلام ـ آن بود که مشغول تجییش جیوش باشد. » این سخن شخصی غیرمسلمان است که فضیلت را در وجود مبارک امیرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ  یافته است

او از شيعيان ما نيست

امشب در شب شهادت علی ـ عليه السلام ـ  بنده سخنانی از حضرت بیان می کنم تاشخصیت آن حضرت را بهتر بشناسی و خود را به حضرت تشبیه نمایی.

درزمان امام هادی ـ عليه السلام ـ  فردی در نیمه های شب از کوچه ای عبورمی کرد شُرطه ها اورا به اتهام دزدی دستگیرمی‌کنند . آن شخص می گوید : من دزد نیستم . شرطه ها از وی می پرسند: دلیل اینکه می‌گویی دزد نیستم چیست ؟ او می گوید : به دلیل اینکه من از اصحاب امام هادی ـ عليه السلام ـ  هستم . شرطه ها به او می گویند :  تو را نزد امام می بریم اگر امام هادی ـ عليه السلام ـ تصدیق فرمودند که از شیعیان آن حضرت هستی رهایت می‌کنیم اما اگرشیعه امام هادی ـ عليه السلام ـ  نباشی ، با شرایط فعلی معلوم می شود که تو دزد هستی .

محضر حضرت هادی ـ عليه السلام ـ  مشرف می شوند وعرض می کنند که : یابن رسول الله این شخص را به جرم دزدی دستگیر کرده ایم اما او ادعا می کند که از شیعیان شماست آیا چنین است ؟ حضرت فرمودند : خیر . بنابراین آن شخص را آوردند که به جرم دزدی شلاقش بزنند اما هرچه شلاق را بر بدن او فرود می آوردند ، شلاق به آن اصابت نمی کرد تا اینکه دیدند شلاق زدن به او مقدور نیست ، دوباره وی را به خدمت امام هادی ـ عليه السلام ـ  بردند وعرض کردند :آقا شما می فرمایید این فرد از شیعیان شما نیست اما کرامت عجیبی از او دیدیم ، وقتي مي‌خواستيم او را شلاق بزنيم ، شلاق ها اصلا به بدن او نمي‌خوردند . حضرت فرمودند : شما دروغ می گویید این کرامت ، از او نیست بلکه کرامت من است . شما از من پرسیدید که آیا این فرد شیعه شما هست یا نه ؟ این شخص شیعه ما نیست اما دوستدار ماست وچون ما را دوست دارد من از خدا خواستم ضرب شلاق را از او بردارد . بنابراین شیعه بودن به این آسانی هم نیست که ادعای شیعه علی بودن را بکنیم

                             وکل یدعی وصلا بلیلي         ولیلي لا یقر لهم بذاکا

امشب باید دامن خود را تکانی بدهی وهمراه با صفا و توبه وتطهیر و انابه‌ ، دستهایت را به ساحت مقدس امیرالمومنین ـ عليه السلام ـ  بلند کنی وبگویی: یا علی شیعه واقعی تو هستم زیرا حضرت طالب شیعه باصفا و حقيقي است .

طوفان عدالت علي ـ عليه السلام ـ 

امشب به افکار علی ـ عليه السلام ـ  توجه کن : علی ـ عليه السلام ـ  حتی به فرزندان خوداجازه نمی دهد لحظه ای زودتر از مردم سهم خود را از بیت المال بردارند .

علی ـ عليه السلام ـ ازخود عدالتی نشان می دهد که بسیار وحشتناک است عدالتی ازخودنشان می دهدکه عالم اسلام را به لرزه در می آورد و عدالتی نشان می دهدکه خانه های مدینه به خود می لرزد ، عدالتی که بواسطه آن والی مدینه به حضرت نوشت : یاعلی ـ عليه السلام ـ  مردم مدینه سیل آسا به سوی معاویه هجوم آورده اند . حضرت فرمودند : بگذار به سویش بروند زیرا آنکه از عدالت می گریزد باید فرار کند.

وقتی مالک اشتر به صاحب چنین عدالتی عرض می کند : آقا جماعت را بواسطه عدالت تان پراکنده کردید .  در جواب پاسخی می دهند که عالم ازآن حیران است ومغز بشربواسطه درک آن می سوزد ، بشر فقط ادعای تفکر دارد اما هنوز هم جاهل است زیرا عقول بشری هرچه به دنبال علی ـ عليه السلام ـ  بدوند به این زودی ها به پای علی ـ عليه السلام ـ  نخواهند رسید والبته که هیچ وقت نخواهند رسید ، چون «  يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْر » (نهج‏البلاغة خطبه 3) وقتی حضرت می فرمایند : سیل از جانب من ، سرازیر می شود . منظورکدام سیل است ؟ آیا منظورهمین آب است ؟ اگر چنین است که از کوه سبلان هم آب جاری می شود، یعنی حضرت می فرمایند : سیل هستی از سمت من جاری است وطایرکدام فکر می تواند به سمت من پرواز کند ؟

حضرت فرموده اند : « أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَاد » (نهج‏البلاغة نامه45) مرا یاری کنید با خویشتن داری از محارم و تلاش و عفت و استقامت . ای جوان امشب علی ـ عليه السلام ـ از تو می‌خواهد که با عفت باشی وخودت را بواسطه تقوی و ورع شبیه ایشان کنی

مالک اشتر می گوید: به حضرت عرض کردم که : یا علی ـ عليه السلام ـ  مردم را پراکندی . حضرت فرمودند : « وَ أَمَّا أَنَا مِنْ أَنْ أَكُونَ مُقَصِّراً فِيمَا ذَكَرْتَ أَخْوَفُ. » ( بحارالأنوار ج 29 ص‏495) ای مالک می ترسم در قیامت خدا مرا مؤاخذه کند وبفرماید : ای علی این چه عدالتی بود که برقرارکردی ، تو کوتاه آمده ای ؟

خدایا آیا عقل بشر می تواند عدالت علی را تصورکند؟ به همین خاطراست که دنیا عاشق علی است . برای غدیرعلی ـ عليه السلام ـ فقط شیعه آلوده وتشنه نیست عالم تشنه غدیر علی ابن ابیطالب ـ عليه السلام ـ است .

معاویه به علی ابن حاتم گفت : علی ـ عليه السلام ـ را برایم توصیف کن . علی بن حاتم گفت : «كَانَ وَ اللَّهِ فِينَا كَأَحَدِنَا » (بحارالأنوار ج41 ص14) علی خلیفه ما بود اما کاحدنا ، علی فرمانده ما بود اما کاحدنا ، علی امام ما بود اما کاحدنا. علی حکومتِ مملکتی را داشت که یک طرف آن مصر وطرف دیگرش خراسان بود اما کاحدنا.

ای شیعیان علی بن ابیطالب ـ عليه السلام ـ و ای کسانی که در شب شهادت آن حضرت در این جا جمع شده اید ! آیا کسی را سراغ دارید که حکومت چنین قلمرو بزرگی را در دست داشته باشد اما وقتی به محضر آن فرمانروا وارد شوی او را نشناسی که آیا این شخص رعیت است یا راعی؟ نشناسی که آیا ایشان جزو امت است یا امام است؟

كاخ سفيد در برابر كاخ سبز

وقتی اهل کوفه فهمیدند که علی ـ عليه السلام ـ می خواهد در کوفه حکومت کند برای حضرت کاخی بنا کردند بنام کاخ سفید دربرابر کاخ اخضر معاویه ، اما وقتی امیرالمؤمنین ـ عليه السلام ـ کاخ را دیدند فرمودند: من وارد این کاخ نمی شوم . وقتی ازعلت آن پرسیدند فرمود: من راضی نیستم دیوار خانه من بلندتراز دیوار مردم فقیر و بیچاره باشد. آیا تاریخ تشنه این نیست ؟ آیاگمشده بشر این نیست؟ آیا این سیره نمی تواند ابدیت پیدا کند ؟

سيرة علي ـ عليه السلام ـ  در مورد فقراء

علی ـ عليه السلام ـ زندگی خودرا بر اساس زندگی پایین ترین طبقه جامعه تنظیم کرده بود، طبقه پایین جامعه ،    نان جوی خشکیده را بر روی زانوان خود خُرد کرده واستفاده می کردند ، علی ـ عليه السلام ـ نیز چنین می کرد ، طبقه پایین ، نان خشکیده را با آب و زیر فشار به حالتی در می آوردند که قابل استفاده باشد ، علی ـ عليه السلام ـ  نیز چنین می کرد . این عمل حضرت مورد اعتراض واقع می شود ومی گویند : یا علی ـ عليه السلام ـ چرا چنین     می کنی ؟ حضرت می فرمایند : «كَيْلَا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ » (نهج‏البلاغة خطبه 209 )  یعنی برای اینکه فقر بر روی فقرا فشار نیاورد من زندگی ام را با پایین ترین افراد جامعه تنظیم کرده ام . آ یا فکر می کنید این شعار است ؟

ای سردمداران سازمان ملل وآنان که داعیه مبارزه با فقر را در جهان دارید آ یا امکان داردکه روزی فرا برسد و این فرمایش حضرت در جهان پیاده شود؟

حضرت درشب نوزدهم به ام کلثوم می فرمایند : سرسفره شیرو نمک و نان جو آورده ای ؟ همان نان و نمک کافی است . ام کلثومه می پرسد : چرا؟ حضرت می فرمایند : نمی خواهم سفره من رنگین تر از سفره رعیتم باشد.

مالیات مملکتی به آن وسعت ، در دست حضرت بود اما حضرت لباسش را وصله می زد وقتی در این مورد از ایشان سوال می کنند می فرمایند: آنقدر وصله بر لباسم زدم تا اینکه از کسی که وصله می زد خجالت کشیدم . دلیل این کار حضرت هم آن بود که پایین ترین فرد جامعه، لباس وصله دار می پوشید.

این اصول حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ است ، شخصی که والی جامعه باشد اگر تا این حد خودش را تنظیم نکند احساس نخواهد داشت زیرا هم آنچه دنیا را می سازد احساس است و هم آنچه آن را ویران می کند احساس است .

عالی ترین احساسهای بشری همیشه بزرگترین شاهکارهای تاریخ را آفریده اند. عظمت این سخن را دریابید آیا این سخن می تواند تاریخ را بسازد یانه ؟ علی ـ علیه السلام ـ گرسنه می ماند. از علت آن می‌پرسند حضرت می فرمایند : احتمال می دهم در مملکت من کسی گرسنه باشد « وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ بِالْيَمَامَةِ مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِي الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَع » (شرح‏ نهج‏البلاغة ج16 ص286 ) ای خدا آ یا در جهان یک والی آمده است که به احتمال اینکه رعیت اش گرسنه باشد خودش نیز گرسنه بماند؟ این علی ـ علیه السلام ـ که بوده است ؟ یا رسول الله  چه وجودی تربیت کرده بودی ؟

حضرت شعری می خوانندکه :

      « وَ حَسْبُكَ دَاءً أَنْ تَبِيتَ بِبِطْنَةٍ            وَ حَوْلَكَ أَكْبَادٌ تَحِنُّ إِلَى الْقِد » (بحارالأنوار ج33 ص474)

در بیماری تو همین بس که شکم توسیر باشد اما آنانکه دورو بر تو هستند گرسنه باشند و اگر در اطراف توکسانی باشندکه درحسرت پوست باشند اما توبدون توجه و درکمال خست هیچ توجهی نداشته باشی که اطرافیان چگونه زندگی می کنند .

درروایت آمده است که « کَانَ لَا يَأكُلُ وَحدَهُ‏  » (مكارم‏الأخلاق ص31 ) علی ـ علیه السلام ـ تنها غذا نمی خورد . دنیا باید به این جمله دقت کند و از علی ـ علیه السلام ـ درسی بیاموزد . آیا این سیره علی ـ‌علیه السلام ـ با احساس امروز بشر سازگاری دارد ؟ بشری که در طول60 سال 200 میلیون نفرجمعیت را کشته است آیا این احساس علی  ـ علیه السلام ـ در چنین بشری می تواند وجود داشته باشد ؟ آیا این بشر می تواند بگوید این قرص نانی که من در خانه دارم باید همسایه من هم آنرا داشته باشد ؟ اگر اوصاف علی ـ علیه السلام ـ را در این باب عرض کنم غوغا می شود.

سائل آمد و دستش را دراز کرد و به حضرت عرض کرد : یا علی ـ علیه السلام ـ بده . علی ـ علیه السلام ـ به کارگزار خود دستوردادند: به او 1000بده . کارگزار در ذیل نامة حضرت نوشت : یا علی فرموده ای 1000 ، ولی معلوم نیست دینار بدهم یا درهم ؟ حضرت در جواب مرقوم فرمودند : « كِلَاهُمَا عِنْدِي حَجَرَانِ فَأَعْطِ الْأَعْرَابِيَّ أَنْفَعَهُمَا لَه‏ » (بحارالأنوار ج41 ص32) هردوی آنها سنگ هستند ، هرکدام را متناسب حال او می بینی آنرا بده .

شمشيرت را به من بده

در وسط میدان جنگ درحالی که بامشرکان مبارزه می کرد شمشیر حضرت توجه یکی از مشرکین را جلب می‌کند زیرا شمشیرعلی ـ علیه السلام ـ مخصوص بود ومی گوید یا علی ـ علیه السلام ـ شمشیرت را بمن بده . حضرت شمشیر خودرا مقابل آن مشرک انداخت وخودش دست خالی ماند . مشرک رو به حضرت کرد وگفت : یا علی ـ علیه السلام ـ شمشیر خود را در وسط جنگ به من می دهی . حضرت فرمودند : تو دست سؤال به سوی من دراز کردی ، رد کردن دست سائل از کرم نیست.

وقتی مشرک این حرف را شنید از اسبش پیاده شد آمد وپای علی ـ علیه السلام ـ را بوسید وگفت : یا علی این روش و دأب ، دأب بشرمعمولی نیست بلکه روش انبیا وسفرای الهی است سپس گفت : اشهدان لا اله الاالله واشهد ان محمدا رسول الله .

بشر کجادیده است فرمانروای کشوری به آن عظمت  وقتی زنی را در حال حمل مشک می بیند مشک را از او گرفته و به خانه اش می برد وچون در خانه ، بچه یتیم اش را می بیند از غصه آن شب را تا صبح بیدار می ماند وصبحگاه مواد غذایی برداشته و به آن خانه مراجعه کرده و خود آن را پخته وبا دست خویش در دهان آن یتیم   می گذارد و هنگامی که آن زن ازاین کار حضرت اظهار شرمندگی می کند حضرت در جواب می فرماید : من از شما شرمنده ام مرا ببخشید .

آیا دنیا نوری به این عظمت دیده است وآیا طوفانی به این شدت از عظمت و قداست سراغ دارد؟ هیهات هیهات که تاریخ نظیرعلی را دوباره به خود ببیند .این مسائل رمز جاودانگی حضرت علی ـ علیه السلام ـ است .

يا علي ـ عليه السلام ـ  چقدر صدقه مي‌دهي ؟

گفتند : یا علی ـ علیه السلام ـ : « كَمْ تَتَصَدَّقُ كَمْ تُخْرِجُ مَالَكَ أَلَا تُمْسِكُ »   یعنی یا علی ـ علیه السلام ـ چقدر صدقه می دهی ، وچقدر مال خودرا می بخشی ، آیا نمی خواهی چیزی برای خود نگهداری ؟ حضرت فرمودند : « إِنِّي وَ اللَّهِ لَوْ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَبِلَ مِنِّي فَرْضاً وَاحِداً  لَأَمْسَكْتُ وَ لَكِنِّي وَ اللَّهِ لَا أَدْرِي أَ قَبِلَ سُبْحَانَهُ مِنِّي شَيْئاً أَمْ لَا » (بحارالأنوار  ج41 ص138) به خداقسم که   نمی دانم خداوند چیزی از اعمالم را قبول کرده است یانه ؟ یعنی اینکه یک عمل قبول شده یقینی در خود نمی بینم .آیا این تواضع را درجایی سراغ دارید ؟

همه اینها نمونه هایی از سیره مبارک حضرت علی ـ علیه السلام ـ است که تمام نشدنی است .

حضرت می فرمایند : « مَا لَبََّسْتُ عَلَى نَفْسِي وَ لَا لُبِّسَ عَلَيَّ  » (بحارالأنوار  ج32 ص52) اگراین جمله را دنیا ، نصب العین خودش کند کفایت می کند یعنی اینکه به خدا قسم هیچ گاه خودم بر سر خودم کلاه نگذاشتم بنابراین هیچگاه کلاه سرم نمی رود یعنی اینکه انسان نباید خودش را فریب دهد .

می گریزند ازخودی در بیخودی                     گه به مستی گه به شوق ای مبتدی

تا دمی از هوشیاری وا رهند                          ننگ بنگ وخمر برخود می نهند

اما علی ـ علیه السلام ـ اینگونه نیست ومی فرماید هیچگاه خودم را فریب نمی دهم . اگر قرار باشد بشر هیچ گاه خودش را فریب ندهد این فتنه هائی که مشاهده می کنید ، بلند نمی شود.

 

 

حضرت هیچ وقت مصلحت اندیشی نکرد

شاهکار بزرگ زندگی علی ـ علیه السلام ـ واصل ابدیت یافته حضرت که هرکسی نمی تواند آنرا اجرا کند این است که حضرت علی ـ علیه السلام ـ  هیچ وقت مصلحت اندیشی نکرد . با این که مصلحت نبود حضرت همه والی ها را تعویض کند اما حضرت با یک نامه همه والیان را عوض کرد به غیراز ابوموسی اشعری ، گفتند : یاعلی   ـ علیه السلام ـ  صبرکن حکومت تثبیت شود سپس این کارها را انجام بده . حضرت فرمودند : این حیله است ، اگر قرار است عوض کنم ، عوض می‌کنم واگر این چنین نکنم حیله است ومن هیچ گاه به سمت حیله گری نخواهم رفت.

حضرت می فرماید: « مَا ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ الْإِثْمُ بِهِ وَ الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوبٌ  » (بحارالأنوار ج72 ص320 ) هرکسی که گناه به او غالب شد او غالب نیست وهرکس بااستفاده از شر غالب شده است او مغلوب است.

ازنظر حضرت هیچ گاه هدف وسیله را توجیه نمی‌کند . حضرت فرمودند : من فتوحات وحکومت بدون عدالت را نمی خواهم . خود حضرت فرمودند:  همه اینها سیره پیامبر است ومن از سیره وی خارج نشده‌ام.  فلذا بزرگترین شاهکار حضرت که دنیا به گَرد آن هم نخواهد رسید این است که ایشان مصلحت اندیشی نکردند و مصلحت را درمسلخ تباهی ذبح کردند واین قضیه برای حضرت بسیار گران تمام شد اما علی ـ علیه السلام ـ  « لَا يَسْتَمِيلُ أَحَداً إِلَى نَفْسِه‏ » (بحارالأنوار ج29 ص493 ) در پی شکار میل کسی نبود یعنی اینکه مثلا فلانی مرا قبول کند یا فلانی در برابر من خاضع باشد.

علي از زبان مبارك پيامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ

سیره حضرت در این باب زیاد است اما چون امشب شب شهادت حضرت است بنده چند جمله ای در وصف علی   ـ علیه السلام ـ  از زبان رسول اکرم ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ عرض می کنم تا دلها استعداد و نورانیت پیدا کنند. رسول اکرم ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ می فرمایند : یا علی ـ علیه السلام ـ  روح تو روح من است ، طینت تو طینت من است یا علی بدن ات بدن من است و جان تو هم جان من است  و سپس جمله ای می فرمایند که مخصوص امشب است حضرت می فرمایند : یا علی ـ علیه السلام ـ  آنروزی که روز مرگ توست روز مرگ من نیز هست . آنروز که تو می میری من هم مرده ام ، آنروزی که تو به شهادت می رسی من هم شهید شده ام .

تعبیر را مشاهده کنید 21 ماه مبارک رمضان پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ می فرمایند : یا علی ـ‌‌علیه‌السلام ـ  در این روز من به شهادت رسیده ام .

علی ـ علیه السلام ـ  را پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ پرورش داده است ،گلی را که باغبانی پرورده است آیا کسی بهتر از باغبان می تواند در وصف آن گل سخن بگوید ؟

در روایات آمده است علی ـ علیه السلام ـ  در حالیکه عرق کرده بود وارد محضر پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ شد حضرت مقابل پای علی به احترام بلند شدند

« فَاعْتَنَقَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَرَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَمْسَحُ بِكَفِّهِ وَجْهَهُ فَيَمْسَحُ بِهِ وَجْهَ عَلِيٍّ وَ يَمْسَحُ عَنْ وَجْهِ عَلِيٍّ بِكَفِّهِ فَيَمْسَحُ بِهِ وَجْهَهُ يَعْنِي وَجْهَ نَفْسِه‏ » (بحارالأنوار ج38 ص127 )

پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ دست خود را بر گردن علی ـ علیه السلام ـ  حلقه کردند و با دست خود عرق علی ـ علیه السلام ـ  را برداشته و بر صورت خودشان می مالیدند و صورت خود را به صورت علی ـ علیه السلام ـ می مالید .

علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند : به اتفاق پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ نماز می خواندم حضرت دست مرا گرفتند و محکم آنرا بر سینه مبارک خودشان فشار دادند . مگر دست علی ـ علیه السلام ـ  چه داشت ؟امشب همچنانکه پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ دست علی ـ علیه السلام ـ  را بر سینه خودشان فشاردند ما نیز دست علی ـ علیه السلام ـ  را خواهیم فشرد .

آیا حاضرید امشب چندین وصف علی را از زبان باغبان بشنوید ؟

اول ـ جناب شافعی نقل می کند : در حالیکه از احمد بن حنبل ـ رئیس یکي از مذاهب چهارگانه اهل سنت ـ  اعلم و افقه کسی را نیافتم ، او از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ روایت می کند که حضرت فرمودند : « یا علی اگر بیم نداشتم که درباره تو سخنانی را می گویند که درباره عیسی گفتند ، می‌گفتم : از هر جا که عبور می‌کنند خاک پایت را تبرک بردارند ، اما علی می ترسم » . اما این حرف ها را رسول اکرم  ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ عنوان نکردند و نا گفته های پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ همچنان پنهان ماند .

این همه از فضایل علی که از زبان پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ نقل شده همة آنهایی نیست که پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ دوست داشت اعلام کند ، حالا حساب کنید که چقدر ناگفته ها در سینه پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ مانده اند. اینکه از گفته های محدود پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ اینهمه غوغا به پا شده است تصور کنید که اگر نا گفته ها را می فرمودند چه می شد .

خود حضرت امیرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ هم بیم دارند که خودشان را معرفی کنند و در نهج البلاغه می‌فرمایند اگر ترس نداشتم که مرا در زمره پیامبر قرار دهید خودم را آنچنان که هستم  معرفی می کردم .

دوم – گاهی پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ حضرت علی را نگاه می‌کردند و اشک می ریختند ، گاهی به مصیبت های علی گریه می‌کردند ، گاهی از شوق اشک می ریخت .

سورة قدر و اثبات امامت ائمه ـ عليهم السلام ـ

حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ سوره قدر را که سوره مخصوص امشب است هرگاه می‌خواندند گریه می‌کردند . روایتی است که هیچ نیازی به ارائه سند ندارد و از نظر عقلی کاملاً مسئله‌ای قطعی است .

خلیفه اول و دوم از حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ در مورد علاقه وافر حضرت به سوره قدر سوال کردند و عرض نمودند : یا رسول الله دلیل اینکه این همه  به این سوره عنایت دارید و باعث شده که شما این همه گریه کنید چیست ؟ حضرت فرمودند : بخاطر آن چیزهایی که با چشم خودم و با قلب خودم دیده ام سپس اشاره نمودند به علی (ع) و فرمودند : و آنچه چشم علی دیده است . سوال کردند: یا رسول الله مگر چشم و قلب شما چه دیده است ؟ حضرت دستور فرمودند  بر روی خاک نوشتند « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» (قدر4) سپس سوال فرمودند :  طبق این آیه وقتی ملائک فرود می آیند و تمام امر را می آورند آیا چیزی باقی می ماند یا نه ؟  عرض کردند : خیر یا رسول الله . ملائک که نازل می شوند همه امرها را با خود می آورند از قبیل: حیات ، ممات ، عطا ، حرمان و هجران و ... حضرت فرمودند : بگوئید بدانم آیا چیزی از امر  باقی ماند که نازل شود یا نه ؟ گفتند : نه ، همه نازل شدند . بعد حضرت فرمودند : «هَلْ تَعْلَمَانِ مَنِ الْمُنْزَلُ إِلَيْهِ بِذَلِك » آیا می دانید این همه ملا ئکه بر چه کسی نازل می شوند؟ ـ چون ملائکه جمع است و بر سر آن الف لام آمده است بدان معناست که دیگر هیچ ملکی در آسمان نمانده است ، در روایات آمده است که خداوند هیچ یک از موجودات را به اندازه ملائکه خلق نکرده است و عدد ملائکه بیش از تعداد ذرات خاک هستند ، خداوند متعال می فرماید همه ملائکه را در یک کفه ترازو قرار دهید و روح را در کفه دیگر ـ حضرت فرمودند: ملائکه بر چه کسی نازل می شوند ؟ عرض کردند: برای شما یا رسول الله . حضرت فرمودند : نعم . سپس سوال کردند : « هَلْ تَكُونُ لَيْلَةُ الْقَدْرِ مِنْ بَعْدِي »آیا پس از من لیلة القدر خواهد بود یا نه ؟ عرض کردند : بله یا رسول الله . حضرت سوال کردند : آیا باز هم تمام ملائکه تمام امر را نازل خواهند کرد یا نه؟ گفتند:  بله یا رسول الله . حضرت سوال فرمودند : اِلَی مَن؟  بعد از من به چه کسی نازل خواهد شد همه ساکت ماندند و گفتند : « لا نَدرِی یا رسول الله» یعنی نمی دانیم . در این حال حضرت پیامبر ، نه دست علی را و نه گریبان علی را ، بلکه پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ سر علی را گرفتند و فرمودند که پس از من به این آقا نازل خواهد شد . (الكافي ج1 ص249 )

فلذا سوره انا انزلناه دلیل امامت است و به دلیل همین سوره حضرت صاحب العصر و الزمان زنده هستند . مگر به غیر از امام معصوم امر تقدیر را به کسی می توان نازل کرد ؟ این همه ملائکه به چه کسی نازل می شوند ؟

حضرت علي ـ عليه السلام ـ مجمع همة خوبيها

دومین روایت این است که این باغبان این گل را طوری پرورش داده است که عطر همه گلها در آن وجود دارد زیرا هر یک از انبیاء در یکی از اوصاف به کمال رسیدند .

آدم در صفا ، نوح در صفت دعوت ، ابراهیم در صفت خُلَّت، موسی در صفت  مکالمه ، ایوب در صفت صبر، یعقوب در صفت حزن ، یوسف در صفت صدق و عیسی در صفت تجرد اما آنکه کامل بود فقط عبارت است از حقیقت ختمی مرتبت یعنی حقیقت محمدی .

این باغبان آنهمه گل داشت و عطر همه این گلها را در وجود علی ابن ابیطالب نهاد . عربی از بیابان نشینان محضر رسول اکرم رسید و گفت : یا محمد دلیل  نبوت خود را نشان بده . وقتی حضرت امیرالمؤمنین تشریف آوردند آقا رسول الله فرمودند: ایشان یعنی علی ابن ابیطالب. عرب گفت : این مرد را می خواهم چکار من از شما دلیل نبوت را خواستم . فرمودند :

« يَا أَعْرَابِيٌّ سَأَلْتَ الْبَيَانَ وَ هَذَا الْبَيَانُ الشَّافِي وَ صَاحِبُ الْعِلْمِ الْكَافِي أَنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ وَ هَذَا بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْحِكْمَةَ وَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ الْبَاب‏ » (بحارالأنوار  ج17 ص418 ) 

یعنی تو بیان خواستی و این بیان شافی است ، من پیامبر هستم و علی دلیل نبوت من .

پیامبر می فرمایند :

« بِأَعْلَى صَوْتِهِ يَا عِبَادَ اللَّهِ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى آدَمَ فِي جَلَالَتِهِ وَ إِلَى شَيْثٍ فِي حِكْمَتِهِ وَ إِلَى إِدْرِيسَ فِي نَبَاهَتِهِ وَ مَهَابَتِهِ وَ إِلَى نُوحٍ فِي شُكْرِهِ لِرَبِّهِ وَ عِبَادَتِهِ وَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ فِي وَفَائِهِ وَ خُلَّتِهِ وَ إِلَى مُوسَى فِي بُغْضِ كُلِّ عَدُوٍّ لِلَّهِ وَ مُنَابَذَتِهِ وَ إِلَى عِيسَى فِي حُبِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُعَاشَرَتِهِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ هَذَا »

هر کس می خواهد آدم را با جلالتش و شیث را با حکمتش و ادریس را با نباهتش و نوح را با شکر و عبادتش و به ابراهیم  به وفا و خلتش و به موسی به دشمن داشتنش دشمنان خدا را و به عیسی در دوست داشتنش مومنین را و به معاشرتش نگاه کنند به علی نظاره کند و گل من علی را تماشا کند .

علي جان پيامبر است

نکته ای که اینجا هست این است که پیامبر اکرم در این روایت  همه انبیاء اولوالعزم را نام بردند غیر از خودشان ، آیا فکر می کنید چرا خودشان را نفرمودند ؟

حضرت فرمودند : شاخص همه انبیاء اولوالعزم به علی ـ علیه السلام ـ می رسد اما خودشان را نفرمودند ، سرّ این مطلب را خداوند در سوره آل عمران در آیه مباهله می فرمایند : «وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم» ‏(61)یعنی علی جان پیغمبر است پس جایی برای گفتن خود پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ نبود بله پیامبر چنین گلی پرورش داده و تحویل مردم دادند اما مردم قدر او را نشناختند . امت علی را نشناختند و گفتند: «لَیسَ عَلِیٌّ اِلَّا کَاَحَدٍ مِنَ الرِّجَال » حتی بهترین های امت در مورد حضرت علی دچار تردید شدند ؛

عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَهُ

ابوثابت غلام ابوذر می گوید : درجنگ جمل وقتی اول صبح وارد جنگ شدم تا چشمم افتاد به ام المومنین زانوهایم لرزید گفتم : خدایا علی مرا به جنگ با ام المومنین آورده است ، تا ظهر همینطور دچار تردید و اضطراب بودم نزدیکی های ظهر ، خداوند مرا به سمت علی رهنمون نمود همین که جنگ تمام شد سریع خودم را در مدینه به  ام السلمه همسر پیامبر رساندم ، در زدم ، از پشت در به  ام السلمه گفتم: به خدا قسم نه برای مطعم آمده ام و نه مشرب ، هلاک شدم در را باز کن . رفتم داخل و به او گفتم : من از صبح تا ظهر مضطرب هستم چه کنم ؟ ام السلمه پرسید : بالاخره چه کردی ؟ گفتم :  به لشکر علی پیوستم . ام السلمه گفت : احسنت ، خودم از دهان مبارک پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ شنیدم که فرمودند : « عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَهُ لَا يَفْتَرِقَانِ حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ  » (بحارالأنوار ج22 ص222 ) علی همراه قرآن است و قرآن همراه علی است .  ای اهل فضل ای متفکرین معیّتی که اینجا ذکر می شود دو طرفه است اگر علی با قرآن است ، قرآن هم با علی است اما پیامبر ـ‌صلی الله علیه و اله و سلم ـ با آن عظمت باید به دنیا بفهماند که علی کیست ؟ بااینکه ظاهراً نیازی نبود که بفرمایند : « و القرآن مع علی » اما کفایت نکرده و به دنبال « علی مع القرآن » بلا فاصله فرمودند « و القرآن مع علی » . معیّت به معنای همراهی است یعنی اگر کسی جلوتر یا پشت سر یا سمت راست یا چپ دیگری راه برود و درهمه حالت ها معنای معیت و همراهی را دارد اما ذکر جمله « و القرآن مع علی » بلافاصله به معنای آن است که تصور نشود که قرآن جلوتر از علی و علی پشت سر آن است، یعنی اینکه قرآن هر وصفی داشته باشد علی هم آنرا دارد :

علي عين قرآن است

اگر نمی شود یک سوره مانند سوره ای از قرآن آورد پس نمی شود نسبت به علی تخطی کرد ، اگر قرآن عظمت کبری است پس علی هم عظمت کبری است ، اگر قرآن را نمی شود تحریف کرد پس علی را هم نمی شود  تحریف کرد و اگر قرآن مصدر تشریع است پس علی هم مصدر تشریع است . اگر قرآن تا قیامت کهنه نمی شود و تازه می ماند پس علی هم تا قیامت تازه می ماند و هزار وصفی که برای قرآن می شود ثابت کرد برای علی هم ثابت است . اگر قران هفت بطن دارد و هر بطن اش هم بطن دارد علی هم هفت بطن دارد و هر بطن اش هم بطن دارد . اگر قرآن تأویل و تنزیل دارد علی هم چنین است .

خدایا دریای معرفت از این فرمایش حضرت پیامبر  باز شد . ای پیامبر چه فرموده ای ؟ چه کسی را معرفی          کرده ای ؟  اما افسوس امیرالمومنین با آن عظمت اش به دست چه کسانی افتاد . وقتی علی (ع) برا ی اولین بار روی منبر در جایگاه رسول الله نشست غوغا یی به پا شد ، مجلس بهم خورد و از همه جا همهمه بلند شد . حضرت فرمود : چه خبر است مردم گفتند : ای علی آنجا جایگاه پیغمبر است خلفای پیشین هر کدام یک پله پائین تر نشستند اماتو در جایگاه رسول اکرم نشستی . خدایا علی باید چه می کرد ؟ علی دید که باید نقاب از چهره بردارد و فرمود :

«أنا علوت على كتف النبي ص و كسرت الأصنام أنا الذي كسرت يغوث و يعوق و نسرا أنا الذي قاتلت الكافرين في سبيل الله أنا الذي تصدق الخاتم أنا الذي نمت على فراش النبي ص و وقيته بنفسي من المشركين‏  » (الفضائل ص 85 )

به من می گویند چرا اینجا نشسته ای ؟ ، سپس حضرت جمله ای فرمودند که مغز بشر از شدت سنگینی این جمله خاکستر می شود و آن اینکه ، حضرت فرمودند : « أَنَا الَّذِي وَضَعْتُ قَدَمي‌عَلَى خَاتَمِ النُّبُوَّة»  من پایم رابر روی مهر نبوت نهادم ودر کعبه بت های شما را شکستم . علی پس از شکستن بت ها از پشت بام کعبه به زمین پرید و خندیدند . پیامبر پرسیدند: به چه می خندی یا علی ؟ عرض کرد : یا رسول الله از آن ارتفاع پریدم اما سالم ماندم حضرت فرمودند : یا علی من تو را به بالای کعبه بردم اما جبرئیل پائین آورد.

 

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 12:34  توسط موسسه مهدی یاوران جوان  | 

www.zolal-e-marefat.blogfa