عواقب حرمت شكني سنتهاي اصيل اجتماعي
در رفتار و اصول اخلاقي و اجتماعي قواعدي وجود دارد كه اگر بشر در آن قواعد اشتباه كند اولين اشتباه آخرين اشتباه خواهد بود يعني ديگر امكان بازگشت وجود ندارد . جوامعي كه اين هنجارها را شكسته اند ديگر نمي توانند به عقب بازگردند آنهايي كه دنيا را آزمايشگاه نموده و در رفتارهاي اجتماعي بعضي از سنتهاي اصيل را شكسته اند آنها نسبت به وضعيت اجتماعي حاكم در جوامع شرق در حسرت به سر مي برند . مسائلي مثل حفظ حرمت و احترام بزرگترها ، حفظ متانت و وقار در رفتار ، در مسائل اجتماعي مرز و حرمت نگه داشتن ، حريم عفت را حفظ كردن به نهادهايي مثل خانواده اهتمام ورزيدن و حرمت بخشيدن ، همه و همه از مسائلي هستند كه اگر شكسته شوند براي هميشه خواهند شكست اينها چيزهايي نيستند كه بشر بخواهد بر سر اينها معامله كند و دست بزند به يك سري كارهايي كه بخواهد بعد از اينكه نتيجه آن كارها را ديد دوباره به عقب برگردد زيرا ديگر راه برگشتي نمي ماند.
معيارهاي امتياز يك فرهنگ نسبت به فرهنگهاي ديگر
امتياز فرهنگها همين جا است كه معلوم مي شود آن عناصري كه زير ساختهاي فرهنگ اصيل را تشكيل مي دهد نبايد شكسته شود اگر مي خواهيم بدانيم كه فرهنگ يك تمدن چقدر امتياز دارد امتياز آنها به همين اصول است . اگر بخواهيم در مورد يكي از اين اصول بحث كنيم احترام به بزرگتر ها يكي از آنها است. در جامعه مصاديق بزرگي، يكي از مسائل قابل بحث است كه كجا ها مصاديق بزرگي خود را نشان ميدهند ؟ آيا مادر بودن بزرگي است يا نه ؟ آيا پدر بودن يكي از عناوين بزرگ بودن است يا نه ؟ معلم بودن، مربي بودن چطور ؟ همه اينها مظاهر و مصاديق بزرگ بودن هستند . در برابر اينها وظيفه بشر حرمت نگه داشتن است . حرمت نگه داشتن به بزرگتر يكي از اصيل ترين اصول اخلاقي اجتماعي است .
نظريه برخي از جامعه شناسان غربي در مورد جوامع سنتي
در اصل بحث اختلاف است كه آيا حرمت نگه داشتن به بزرگتر در جامعه موجب پيشرفت است يا پسرفت ؟ بعضي مكاتب غربي مي گويند اين حرمت نگه داشتن ها از خصائص جوامع سنتي است . به نظر ايشان انسان سنتي، انساني است كه داراي زندگي ساده اي است و جوامعي كه اينگونه اند به پرستش شخصيت روي مي آورند اينها كساني هستند كه قوانين را رها كرده و افراد را بزرگ مي كنند و از آنان قهرمان و مقدس مي سازند و بعد آن قهرمان و مقدس را در جامعه
بجاي قانون مورد احترام قرار مي دهند . آيا قضيه اين چنين است؟ يا نه خلط مبحث است؟
نقدي بر نظريه جامعه شناسان غربي
كسي نمي گويد بزرگي بزرگ نقش مردم را ايفا خواهد كرد مردم در جامعه بايستي نقش و تاثير اراده خود را اعمال كنند اما این با خضوع جامعه در برابر بزرگان که جامعه در رشد خود وام دار آنهاست منافات ندارد انسان مسن يا انساني كه داراي تقوي و صاحب اخلاق خوب است، انساني كه داراي علم زياد است، انساني كه به نحوی بر گردن جامعه حق دارد مانند معلم، مربي، خيّر، واقف، مرجع، مجتهد، پيغمبر، امام و ... همه اينها اشخاصي هستند كه جامعه در رشد خود احتیاج دارد که حرمت آنها را نگه دارد حرمت اينها را نگه داشتن نشان رشد جامعه است نه پسرفت جامعه.هيچ جامعهاي با شكستن حرمت بزرگترها بجايي نرسيده است.
لزوم حفظ حرمت افراد مسن جامعه از ديدگاه حضرت رسول اكرم (ص)
حضرت رسول اكرم (ص) مي فرمايند : «البركه مع الاكابر» بركت به همراه بزرگترها است . اين حديث دو معني دارد معناي اول اين است كه بزرگترها چون داراي فضل هستند همين فضيلت آنها بركت مي آورد . طبيب كه داراي علم و تخصص است همين تخصص او بركت آور است . علم عالم ، علم مجتهد بركت آور است اما معناي ديگري هم دارد آن هم اين است كه بزرگ با غض نظر از اينكه صاحب فضل است يا نه ، صرف وجود بزرگتر داراي بركت است .
حضرت مي فرمايد : پيرمرد يا پيرزني كه در خانه تو است آنها را به خانه سالمندان نسپار ، آنها را همين طور كه هيچ كاري از دستشان برنمي آيد و صاحب هيچ فضلي نيستند در خانه نگه دار . «البركه مع الاكابر » صرف وجود انسان پير در خانه تو بركت خانه تو است.صرف وجود آنها بركت را به كار و كسب و نسل تو نازل مي سازد . چنين فرمايش مترقي را (البركه مع الاكابر) آن زمان پيامبر ما فرموده است بنابراين بركت آنجايي است كه انسان با بزرگترها باشد و بزرگترها حرمت داشته باشند .
رمز موفقيت جوامع پيشرفته حفظ حرمت بزرگتر ها است
اگر شخصي يك عمر تجربه داشته باشد مي تواند بازده تمام تلاش عمر خود را در يك لحظه به تو منتقل كند اين كار حتما منشأ خير در جامعه خواهد بود رمز ترقي و تعالي در جامعه حرمت نگه داشتن براي اين بزرگتر ها است جوامع پيشرفته اينگونه اند اگر مي بيني جوامعي مثل ژاپن پيشرفت كرده اند همه پيشرفتها نتيجه همين اصل است . در كشوري مثل هندوستان همين كه بچه خودش را یافت ياد مي گيرد كه بايستي پاي پدر خود را ببوسد اينها فرمايش پيامبر گرامي ما است دستور آقا رسول ا... است كه فرموده اند : دست پدرتان را ببوسيد دست مادرتان را ببوسيد اين دست بوسي پدر و مادر سيره مسلمانان بوده است كه رفته رفته منسوخ شده است در حالي كه اين سيره يكي از فرهنگهاي اصيل اسلامي است .
مگر مي شود روابط عاطفي بين والدين و فرزندان بريده شود اما جامعه به جايي برسد . اگر اين روابط عاطفي و ذخيره هاي عاطفي از بين بروند، اگر اين ذخيره هاي ارزشي كه ما صاحب آن هستيم و غرب فاقد آن اما ارزش اينها را نمي دانيم از بين بروند و حرمت پدر از بين برود جامعه مي خواهد بدون اينها به كجا برسد . شاعر چه خوب گفته است :
كسي كه از پدران ننگ داشت ناخلف است/به ملك سنت ديرينه احتشام دهد
لزوم پاسداري از ميراث هاي ديني و ملي
اگر مي خواهيم جامعه و افراد آن پيشرفت كند بايستي حرمت گذشتگان و گذشته جامعه حفظ شود . كشور سنگاپوري كه در يك زمان كوتاه تشكيل يافته است وزير ارتباطات اين كشور وقتي توجيه مي كرد كه چرا ما ماهواره را آزاد نكرده ايم مي گفت : فرهنگ ما در معرض زوال است چرا اجازه دهيم ماهواره فرهنگ ما را از بين ببرد.مگركشور سنگاپور فرهنگ چند ساله دارد ؟ نهايتا چند دهه كه آن هم اصلا قابل مقايسه با كشور تاريخ مندي مثل ايران نخواهد بود . ما با اين تاريخ غني و طولاني چقدر بايد از تراث ديني و ملي خود محافظت كنيم . از شاعر تازي شعري برايتان مي خوانم تا مطلب را عوض كنم
والعلي محذوره الا علا من بنا فوق بناء السلف
در هر صورت بي توجهي كردن به بزرگترها باعث مي شود جامعه كم كم رشد خود را از دست بدهد و مدام دنبال آزمون و خطا بوده و اشتباه پشت سر اشتباه مرتكب شود .يك كلاس در مدارس غرب تشكيل شده بود به نامsex education كه باعث اعتراض بزرگان و انديشمندان و متفكران غرب شد.اما غرب در جواب گفت: نخير اين كلاس يك ارزش و متد علمي است و باعث مي شود هيمنه و قدرت جنسي بشكند بزرگان جوامع غرب آنهايي كه در مسائل تربيتي كار كرده اند گفتند : اين راه درستي نيست اما غرب سخن بزرگان خود را كنار گذاشت و اين كلاس را داير كرد .
يك مثال جالبي برايتان عرض مي كنم خوب دقت فرماييد . يك ايراني مي گويد من به انگلستان مسافرت كرده بودم بچه اي كه به دبستان مي رفت به من گفت : عمو الان كه دارم مي روم مدرسه كلاس ما اين است كه به من ياد خواهند داد كه من چگونه به دنيا آمده ام !! بدانيد روابط و اصول اخلاقي و اجتماعي بسيار خطير است . اگر بخواهيد با اين مسائل سر سري برخورد كنيد جامعه به كلي ويران خواهد شد .
گناهان جديد بلاياي جديد
غرب در نتيجه عدم توجه به اصول اخلاقي اجتماعي با دو مشكل بزرگ مواجه شد.اولي آن بيماري ايدز بود در جلد نود و دو بحار الانوار است كه حضرت فرمود :
خداوند مي فرمايد : اگر گناه تازه اي را مرتكب شديد بلاي تازه نازل خواهد شد . مشكل دوم غرب سيل فرزندان بي پدر است كه به دامن غرب ريخته شده است . آن هم از چه گروههاي سني. غرب ديد كه چه خطاي بزرگي مرتكب شده است و عجب اشتباهي كرده است اين دو مشكل براي از بين بردن امنيت جوامع غرب كافي خواهد بود در چنين جامعه اي انسان نه امنيت جاني دارد ونه امنيت روحي در جنگ عراق سربازاني را آورده بودند كه اكثرا بي پدر بودند وقتي كه اين سربازها در كودكي در مورد پدرشان سئوال مي كردند جواب مي شنيدند كه شما بي پدر هستيد . آن كودكان به موجودي عقده اي تبديل مي شدندبه حدي كه مجبور شدند در شناسنامه آنها اسم پدر فرضي براي آنان نوشته شود.
غرب و استفاده ابزاري از مذهب
غرب نمي رود زير بنا و اساس اين مسئله را حل كند در غرب و به خصوص آمريكا كار عجيبي كرده اند چون زبان غرب زبان موسيقي و رقص است گروههاي جوان رقص و موسيقي گروههاي مذهبي تشكيل داده اند اين گروه ها لباس هايي با رنگهايي مخصوص مي پوشند كه بر روي اين لباسها نوشته شده wait به معني انتظار. حرفشان اين است در ايجاد روابط جنسي عجله نكنيد . شعارشان اين است كه تا مرحله ازدواج سراغ ايجاد ارتباط جنسي نرويد . اين گروهها وارد دبيرستانها شده رقص و موسيقي را شروع ميكنند تا جوانان را متقاعد كنند كه اين كار را نكند .
عجيب است ! خدايا ما در خواب هم احتمال نمي داديم كه زماني در آمريكا مراسم قسم تشكيل دهند كه تا به حال در اين مراسم ها دو ميليون و پانصد هزار جوان براي امساك جنسي قسم خورده اند ما فكرش را هم نمي كرديم كه دنياي معاصرچنان به طرف مذهب روي آورد و چنين كاري بكند .
شعار دولت بوش براي مبارزه با بيماري ايدزهمين امساك جنسي بود كه جنجاليترين شعار او بود. دولت بوش پانزده ميليارد دلار براي كنترل ايدز در دنيا سرمايه گذاري كرده كه يك سوم آنرا به سازمانهاي مذهبي داده تا با اين شعار براي كنترل بيماري ايدز فعاليت كنند . گروه رقص تشكيل دهند و بر روي سينه اشان بنويسند انتظار .غرب تازه فهميده است كه چه اشتباه بزرگي در بي رحمانه ترين برخوردش با مذهب كرده است. تازه فهميده كه چه اشتباه بزرگي با برگذار كردن كلاسهاي sex education كرده است.
كنترل ناهنجاريهاي اخلاقي در غرب با استفاده از روحيه مذهبي مردم
ما باورمان نمي شد كه در كشوري مثل انگلستان كه كمترين آمار استقبال از كليسا را دارد مگر سياه پوستها كه اينها هم فقط يك شنبه ها به كليسا روي مي آورند در چنين كشوري دولتي روي كار بيايد كه تصميم بگيرد از طريق سازمان هاي مذهبي مدارس را اداره كند . فعاليتهاي بهزيستي را سامان بخشد .خلاصه برخورد با سنت هاي اصيل اجتماعي يك اشتباه است جبران اين اشتباهها كاري نيست كه به اين سادگي امكان پذير باشد در پديده هاي اجتماعي اولين اشتباه آخرين اشتباه است . الان در آمريكا آمار نشان مي دهد با اين تلاش آمار كودكان نامشروع 50 درصد پايين آمده است . آمار رسمي دولت بوش نشان مي دهد كه دولت با وارد ميدان كردن صبغه مذهبي توانسته است مسئله را به طور نسبي كنترل كند.
نوع احترام به بزرگتر در مواضع مختلف فرق مي كند
يكي از بحثهاي بسيار شيرين اين است كه نوع احترام به بزرگتر در مواضع مختلف فرق مي كند.معني احترام اين نيست كه فقط دست به سينه بايستي. احترام رهبر، حترام مرجع، احترام معلم و احترام دانشمند هسته اي به حسب خودشان است سيره آقا رسول ا... در اين باب فوق العاده است . علم عالم را نمي توان كنار گذاشت در صورت كنار گذاشتن مشكل به وجود خواهد آمد . احترام بزرگتر بايد حفظ شود .
در زمان رضا خان آمدند مدارسي درست كردند كه مظهر مخالفت با دين بود در آن زمان در تبريز مراجع رفتن به چنين مدارسي را حرام اعلام كردند و فرمودند بايد خودمان مدرسه افتتاح كنيم و خودمان درس دهيم.از مدرسه هايي كه سمبل مخالفت با دين است ديندار خارج نمي شود . در چنين حالي جمعي از خطباي تبريز رفتند بالاي منبر و عليه مراجع سخنراني نمودند.گفتند اين مراجع با علم مخالفت مي كنند ، با سواد آموزي مخالفت مي كنند . اما نفهميدند كه مرجع حتماَ چيزي مي فهمد كه اينگونه مخالفت مي كند. خطباي تبريز يك وقتي بيدار شدند ديدند كه از اين مدارس افرادي بيرون مي آيند كه مظهر مخالفت با اعتقادات ديني اند.خطباي تبريز همگي از شهر فرار كردند و رفتند به ميانه كه اين قضيه در تاريخ شهر ميانه موجود است مي توانيد به آن مراجعه كنيد .
جواني كه حرف پدر را به كنار گذاشت سر از جاي ديگر در خواهد آورد جواني آمده به من مي گويد ميخواهم با دختر خانمي ازدواج كنم كه از خانه فرار كرده است مي گويم عزيزم اگر اين دختر خانم عرضه آن را دارد كه نسل سالمي را پايه گذاري كند چطور از خانواده فرار كرده است خانواده سالم دخترش را فراري نمي دهد . معلوم
است پدر اين دختر مشكل دارد ، معلوم است خودش هم مشكلي دارد . مي گويد نه آقا مي خواهم ايثار كنم . آن جوان رفت و به اصطلاح خودش ايثار كرد بعد از مدتي آمد وگفت آقا خدا نصيب گرگ بيابان هم نكند اين عاقبت و نتيجه همان است.
دين ما در قواعد رفتار اجتماعي يك عالم ارزش قائل است به اينکه بزرگ با تمام مصاديق بزرگي و انواع بزرگي بايستي حرمتش حفظ شود . خدا يك جايگاهي دارد نبايد شكسته شود نبايد به دروغ ، به خدا قسم خورده شود . امام باقر (ع) مي فرمايد : پدرم همسري داشت كه ميخواست طلاق بگيرد آمديم دادگاه مهريه او كه فرضا سي درهم بود ادعا كرد كه مهريه او سيصد درهم است قاضي گفت سيصد درهم را بدهيد . پدرم فرمود دروغ مي گويد سي درهم است گفت يابن رسول ا... بينه داري ؟ فرمود نه گفت : بايد قسم بخوري . حضرت قسم نخورد امام باقر مي فرمايد : پدرم فرمود : برو از خانه سيصد درهم بياور . آوردم و دادم عرض كردم پدر جان چطور شد شما كه دروغ نمي گفتيد چرا قسم نخورديد ؟ حضرت فرمودند : شان خدا اجل از اين است كه بخاطر سيصد درهم به خدا قسم بخورم . خدا جايگاه مخصوصي دارد ، پيامبر جايگاه مخصوص خود را دارد امامان معصوم نيز همچنين .
احترام به افراد باید در شان آنها باشد
مرجع جایگاهی دارد در جامعه دانشمند واهل علم و استاد جایگاهی دارند اینها را از جایگاه خودشان پایین بیاوری فتنه بلند می شود تمام فتنه ها در عالم اسلام ازاینجا شروع میشود که رتبهای که خدا برای امامت قرار داده بود آن رتبه را پایین آوردند «ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیها» این ظلم است که ما بگوییم «لیس علی الا کاحد من الرجال» علی هم مثل بقیه مردان یک فرد عادی است علی حرمت دارد سلمان حرمت دارد پیامبر اسلام آن احترامی که به سلمان می گذارد برای دیگری آن احترام را قائل نیست آن احترامی راکه برای اویس قرنی قائل است برای کس دیگری قائل نیست.پیامبر ازاویس قرنی التماس دعا می کند وقتی حضرت وارد می شود می فرماید : «انی اجدنفس الرحمان»
گويي از مجمر دل آه اويس قرني به محمد نفس حضرت رحمان آرد
حضرت امیرالمومنین میفرمود مارا در ردیف توده بازاریها قراردادند. یک دانشمند انگلیسی به نام هلد می گوید: در قیامت اولین سوالی که از خدا خواهم کرد این خواهد بود که خدایا چرا علی بیست و چند سال مشغول کشاورزی شد ؟ این ظلم به علی نیست بلکه ظلم به بشریت است خداکه علی را در ردیف بازاریها قرارنداده بود در ردیف خودش قرارداده بود خدا به پیامبر می فرماید پیامبر! ازتو سوال می کنند که شاهد رسالت توچیست بگو دوشاهد دارم
«قل کفی بالله شهیدا بینی وبینکم ومن عنده علم الکتاب»
بگو: خدا وعلی شاهد من است حیرت آور است خدا علی را در ردیف خودش قرارداده است برای فضیلت علی (ع) فقط همین بس خودشان فرموده اند ما فرق داریم «لا یقاس بنا احد» هیچکس را با ما نمیتوانید مقایسه کنید این رتبه نباید شکسته شود بی توجهی به حفظ حرمتها اصلی ترین دلیل فروپاشی جوامع آقای بروجردی وارد فیضیه شدند آقای اشتهاردی می فرمایند کنار دست من طلبه ای نشسته بود همه طلاب به احترام ایشان بلند شدند الّا همین طلبه گفتم چرا بلند نشدی گفت بین من و او مگر فرقی وجود دارد آقای اشتهاردی می فرمایند گفتم فرق شما با آقا این است که آقا فلان مطلب را خوانده اند شما نخوانده اید آقا فلان جوراست شما نیستی و و و... و بالاخره گفتم او می فهمد ولی تو نمی فهمی .
رتبه در جامعه بایدحفظ شود.پدرومادر ذخیره اند عالم و دانشمند ذخیره است عرفا وفلاسفه ذخیره اند اگر حرمت اینها در جامعه حفظ نشود این جامعه از بین رفتنی است.
ادب را ازامیر المومنین بیاموزیم
ببین دین چقدر در این مسائل حساس است خداوند باید در موقعیت خود قرارگیرد وحفظ شود در محضر آقا رسول الله شخصی بالای منبر خطبه می خواند خدا وپیامبر را در یک ضمیر قرار داد گفت «ولم یعصهما» پیامبر فرمودند: پایین بیا توخداوند ومرا در یک ردیف قرار دادی.
یک مثال جالب عرض می کنم شخصی به همراه پسرش به منزل حضرت امیرالمومنین (ع) آمدند حضرت آنهارا در صدر مجلس نشاند قنبر غلام حضرت علی آب آورد تا آب بریزد که مهمانها دستشان را بشویند وغذا بخورند حضرت فوراَ از جایشان بلند شدند وآب را از قنبر گرفتند وفرمودند که من باید آب را به دست ایشان بریزم چون غلام آنها که نیامده است خودشان آمده اند وقتی علی(ع) می خواست آب را به دست آنها بریزد آن شخص گفت: یا امیرالمومنین من در آخرت چه جوابی به خداوند بدهم شما می خواهید به دست من آب بریزید حضرت فرمودند راحت باش شخصی که دارد به دست تو آب می ریزد برادر توست برادری که هیچ گونه تفوق و برتری بر تو ندارد . بعد از این کار به محمدبن حنفیه فرمودند اگر پسر این مرد تنها بهخانه من می آمد من خودم به دست او آب می ریختم ولی الان او به همراه پدرش آمده است واگر به دست هردوی آنها من آب بریزم حرمت پدر شکسته خواهد شد پدر وپسر باید باهم فرق داشته باشند محمد تو به دست پسر آب بریز .
سخني عجیب از ابن زیاد
گاهی شخص کافر است اما حرف خوبی زده است یزید نامه ای به ابن زیاد نوشت وگفت توکه خون حسین را ریخته ای کمی هم جلوتر برو به طرف حجاز وخون ابن زبیر را هم بریز. ابن زبیر از اشخاصی بود که بایزید بیعت نکرد او پسر زبیر بود که حضرت امیر نام او را «شوم» گذاشتهاند و شخص ناپاکی بود اعتقاد این شخص این بود که بعد از معاویه او خودش خلیفه است و به این خاطر با یزید بیعت نکرده بود این شخص آمده بود و مکه را محاصره وتصرف کرده بود ودر داخل کعبه ومسجد الحرام هم جایی برای خود گرفته بود که چنانچه حمله کنند در آنجا سنگر بگيرد همین طور هم شد و لشکر یزید با منجنیق قسمتی از خانه کعبه را ویران کرد وقتی یزید به ابن زیاد گفت که به مکه برو و خون ابن زبیر را بریز ابن زیاد حرفی زد که بسیار عجیب است و آن اینکه گفت: از امیر خواهش می کنم که چون دست من به خون فرزند پیامبر آلوده شده است نگذار با این دست که خون حسین در آن است خون ابن زبیر مخلوط شود این دو خون هم ردیف هم نیستند خون حسین کجا وخون زبیر کجا ؟
اي كاش کتابی بنويسند به نام اعترافات دشمنان اهل بیت.در شان اهل بیت در اين كتاب شايسته است آورده شود :مروان به حجاج بن یوسف نوشت «جنبنی من دماء آل ابی طالب» یعنی دست مرا به خون آل ابو طالب آلوده مکن كه كربلا كمر ما را شكست به ابن زیاد هم نوشت وگفت که خون حسین از آن خونهایی نیست که بگویی او را مي کشم و خونش را در زير خاک دفن مي كنم خون حسین هیچ وقت زیر خاک دفن نمی شود این خون می جوشد وهمان طور هم شد منظور حرف عجيب ابن زياد است كه به يزيد مي نويسد این دو خون را یکجا جمع نکن.
روایاتی درمورد ثواب حفظ حرمت بزرگتر
در هرصورت دین به حفظ حرمت بزرگترها حساس است چقدر گفته شده است که نگاه به صورت مادر مانند نگاه به صورت امام است نگاه به صورت مادر در ردیف نگاه به خانه کعبه می باشد نگاه به صورت مادر در ردیف نگاه به کتاب الهی است نگاه به چند چیز عبادت است اگر بنشینی وفقط به کعبه نگاه کنی این عبادت است بنشینی وقرآن را باز کنی وفقط آنرا نگاه کنی عبادت است نگاه کردن به صورت مولا علی عبادت است انشاء الله روزی برسد که به جمال مبارک اما م زمان (عج) نگاه کنی این نگاه کردن عبادت است. ابوذر می نشست وساعتها به صورت امیرالمومنین (ع) نگاه می کرد چرا ؟ چون عبادت بود.
مادر از مصادیق بزرگی است مادر کوچک نیست بزرگ است امام صادق (ع) فرمودند:
هر کس یکبار از روی رحمت به صورت مادر نگاه کند خداوند متعال ثواب یک حج را به او عنایت می کند آن هم حجی که مقبول است راوی پرسید اگر دو بار نگاه کند چه؟حضرت فرمود:دوبار حج. پرسید یابن رسول الله اگر سه بار نگاه کند چه ؟ حضرت فرمود سه بار حج پرسید: اگر چهار بار نگاه کند چه؟ حضرت فرمود: چهار بار حج این سوال راوی به شصت بار رسید حضرت هم تا شصت بار ثواب حج فرمودند: شصت بار به صورت مادر از روی عطوفت ومهربانی نگاه کن ثواب شصت حج مقبول را دارد .این يك فرهنگ است .اين حرفها معناي زيادي دارد . چرا حضرت ثواب شصت حج را در اين مورد فرمودهاند: چون از روي رحمت به صورت ما در نگاه كرده است.
دليل لزوم حفظ حرمت علما
در روايات آمده : به صورت عالم نگاه كن اين عبادت است به درب خانه عالم نگاه كن اين عبادت است . از حضرت پرسيدند يا بن رسول الله عالمي كه نگاه به صورت او عبادت است كدام عالم است؟حضرت فرمودند عالمي كه چون به صورتش نگاه كني
« ذكّرك الاخره» آخرت را به ياد تو بياورد . حضرت فرمودند پاي عالم بر روي بال ملائك است . حضرت فرمود اگر چنين عالمي از كنار گورستان عبور كند خداوند چهل روز عذاب را از از آن گورستان بر ميدارد. چرا؟ چون از آن مكان عالمي عبور كرده است.
راوي ميگويد در خواب يك نفر را ديدم و از حال او سوال كردم جواب داد كه يكسال است كه شديداَ زير سوال قرار گرفتهام پرسيدم به خاطر چه؟ گفت: فقط به خاطر اينكه در كوچه اي جلو تر از عالم راه مي رفتم . اين فرهنگ ، فرهنگ عجيبي است و مطالب زيادي در درون آن نهفته است .
مصاديق بزرگ بودن
۱- بزرگي سن
من بحثي را امروز شروع مي كنم و ان شاء ا... از فردا ادامه خواهد داشت و آن اين است كه مصاديق بزرگي چيست ؟ اولين مورد بزرگي از لحاظ سن مي باشد . شخصي كه از لحاظ سن بزرگ است بايد احترام اين شخص حفظ شود . برادر بزرگتر در منزل مانند پدر است حضرت فرمودند : « كبير الاخوه كالاباء » امام رضا (ع) فرمودند برادر بزرگتر «بمنزله الاب » در روايت است كه امام حسين (ع) يك دفعه هم نشد كه در صحبت كردن از امام حسن (ع) پيشي بگيرد « و لا بدره بمنطق » چرا ؟ چون از لحاظ سني بزرگتر است .
داستاني از امام خميني (ره) در مورد احترام به بزرگتر
حضرت امام هيچ وقت با آقاي پسنديده كه برادر بزرگتر ايشان بود جايي نرفتند . از ايشان علت اين كار را پرسيدند ؟ فرمودند : چون وقتي جايي مي رويم مردم به من زياد احترام مي گذارند و به همين خاطر شأن برادرم پايين مي آيد. و دين اين را نمي گويد، دين مي گويد برادر بزرگتر بجاي پدر است و بايد حرمتش حفظ شود .
كسي كه احترام افراد را نگه ندارد از ما نيست
حضرت فرمودند از ما نيست شخصي كه بزرگتر را اكرام نكند و به كوچكتر ترحم نكند .
به اين روايت خود حضرت حكم مترتب كرده اند . آقا رسول ا... به يك شخصي حكم استانداري نوشته و بدست آن شخص دادند ، آن شخص قبل از سفر به آن محل به محضر آن حضرت جهت پرسيدن سئوالي آمد وقتي به منزل حضرت رسيد مشاهده نمود كه حضرت در حال خواندن نماز مي باشند و حسن و حسين هم گاهي روي دوش حضرت و گاهي هم روي پشت حضرت قرار مي گيرند و حضرت هم در همين حال مشغول خواندن نماز هستند. بعد از اتمام نماز پرسيدند يا رسول ا... اين چه حالتي است ؟ حضرت فرمودند : آن حكم را به من بده . حضرت آن حكم را گرفته و پاره كردند و فرمودند « ليس منا من لم يوقر الكبير و لم يرحم الصغير »
كسي كه احترام بزرگتر را نگه ندارد و به كوچكتر ترحم نكند و دلسوز نباشد از ما نيست . يك چنين شخصي لياقت والي و استاندار بودن را ندارد .در زيبايي هاي اين دين توجه كنيد ، به ظرافت هاي اين دين نگاه كنيد وقتي اين ظرافت ها در گوشه گوشه خانه ها نمايان شد تربيت در آنجا شكل مي گيرد.فردا انشاء الله اگر عمري باقي بود از يك خبرنگار يهودي آمريكايي كه چند سالي در كشورهاي اسلامي زندگي كرده است و ظرائف گوشه هاي خانه يك مسلمان را استخراج كرده و با فرهنگ غرب سمقايسه نموده است صحبت خواهد شد.




