مسأله ازدواج ، مستثنا از اصل « اكرموا كريم كل قوم » است
در اصول و قواعد رفتارهای اجتماعی « اکرموا کریم کل قوم » یک اصل اسلامی و از یادگارهای سنت نبوی است . کریم قوم ، چه رئیس قبیله باشد ، چه بزرگ روستائی باشد و چه پیش کسوت جائی باشد ، احترامش واجب است و لو کافر و یا مشرک باشد .
حضرت در مورد کریم قوم این چنین با احترام رفتار می کردند ، هیچ وقت عزت و احترام چنین اشخاصی را نشکسته و دیدگاه مردم را نسبت به احترام به آنها از بین نمی بردند .
اما این اصل که در رفتارهای اجتماعی ، یک اصل بزرگی است ، در یک جا به هم می خورد و آن مسأله ازدواج است . در سیرة آقا رسول الله ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ دیده می شود که حضرت ، دختری از خانواده مجلل را به ازدواج جوانی در می آورد که نه حسب و نسب دارد و نه مال و ثروت اما متدین است و ایمان و اخلاق و فضیلت دارد ، این رفتار چه سرّی دارد که حضرت آن را در پیش گرفته اند ، اول از همه ، از خانواده خویش شروع می کنند ، سپس یک یک صحابه، تا جائی که مورد اعتراض هم واقع می شوند چرا آقا رسول الله سیرة به این سنگیني و سختی را شروع کردند ؟ سختي آن به اين دليل است كه اين مسأله گره خورده است با علقه های عاطفی ، چون دخترِ هر خانواده بند دل پدر ومادر است و هر پدر ومادری دوست دارند که دخترشان در موقعیت اجتماعی مطلوب باشد و هيچ مشکلي نداشته باشد . چه سری داشت که حضرت این سيره را شروع کردند و این اصل را پایه گذاری کردند ؟
این مسأله را از جهات مختلف و از دیدگاه آيات و روايات باید بررسی کرد . اگر نظر لیبرالیسم درست است که می گوید: به پدیده های اجتماعی نباید دست زد چون شکل خاصی دارد پس چرا حضرت به این پدیده مهم اجتماعی دست زدند .
بعضی سوژه های اجتماعی وجود دارندکه سوژه های بشدت مخاطره آمیزند . ازدواج یک مسأله ای است که هم قدرت تخریب آن زیاد است و هم قدرت اصلاح آن زیاد است . هر اصلاح گری وارد عرصه جامعه شود باید به سراغ چنین مسائلی رفته و آنها را حل کند .
اهميت مسألة فقر
مساله فقر یکی از این قضایاست ، که حضرت پيامبر می فرمایند : « اللَّهُمَّ إِنِّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الفقر» (الكافي ج4 ص464 ) ، در صحيفه نيز حضرت سجاد می فرمایند : خدایا من از تبعات و مصائب فقر به تو پناه می برم . پیامبر به آن عظمت می فرماید :
« ... فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صَلَّيْنَا وَ لَا صُمْنَا وَ لَا أدَّيْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا » (الكافي ج5 ص73) اگر نان نباشد نماز نمی خوانیم ، روزه نمی گیریم و هیچکدام از واجبات پروردگار مان را انجام نمی دهیم . امام باقر می فرمایند :خدا این شکم را خالی خلق کرده است برای این که پر شود .
بالاخره مسأله فقر مسألة خیلی خطرناكي است که بایستی در جامعه ، قبل از هر مصلحي به سراغ این مسأله رفت اگر در جامعه عدالت اجتماعی نباشد شیرازة جامعه به هم می خورد .
از جمله این مسائل مسأله ازدواج و مسأله قوه جنسی است . این موضوع ، موضوعی است بسیار پر مخاطره که در شئون مختلف اجتماع تأثیر گذار است .
خشم و شهوت مرد را احول کند ز استقامت روح را مغزل کند
خداوند متعال فقط در مسأله ازدواج است که می فرماید : « وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً » ( نساء 28) خداوند می فرماید : « يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْر » (بقره 185 ) ، این مسألهای است که عسر بردار نیست باید با يسر همراه باشد ، آقا رسول الله فرمودند : من بعد از خودم فتنه ای اضرّ از این فتنه نمی بینم که خانم به عنوان ابزار مورد استفاده قرار گیرد .
بالاترين جاذبه مادي
الله متعال برای بقا ء نسل ، بین این دو جنس مخالف جاذبه ای قرار داده است که اگر این جاذبه نباشد، تناسل بهم می خورد . در عالم، بالاتر از این جاذبه ، جاذبه ای وجود ندارد . چنانچه در روایات نیز وجود دارد : در لذتهای مادی هیچ لذتی با لاتر از لذت نکاح وجود ندارد ، و علامه طباطبائی وقتی به این مسأله می رسند حاشیه می زنند که در لذتهای مادی با لاتر از لذت نکاح لذتی وجود ندارد ، اما در لذتهای معنوی ، هیچ لذتی بالاتر از توجه به وجود نيست اینکه خداوند تو را خلق کرده است ، همین که هستی و اگر تو را خلق نمیکرد درب همه خیرات بسته بود . این جاذبه اولا باید حفظ شود وثانیا باید تنظیم شود .
« زنان وسيلة صيد شيطاناند » يعني چه؟
اینکه در روایات به زن گفته می شود : « النِّسَاءُ حِبَالَةُ الشَّيْطَانِ » (منلايحضرهالفقيه ج4 ص376 ) این دسته روایات نمی خواهند شخصیت زن را خراب کنند ، روایات را باید درست فهمید. حباله به معنی تور و وسیله صید است ، این روایت می گوید : جاذبه زن از جاذبه مرد بیشتر است ، چیزی که جاذبه نداشته باشد به درد صید و تور گذاشتن نمی خورد. و لذا شرع مقدس در حفظ این جاذبه ، احکام زیادی را وضع میکند :
فلسفة حجاب
از آن جمله حجاب است. آيا ميدانيد حجاب برای چیست ؟ برای این است که این جاذبه حفظ شود . چرا می فرمایند : زن نباید شباهت به مرد پیدا کند ؟ در شرع هم تشبه زن به مرد حرام است . پیامبر لعنت فرستاده است برای زنی که شبیه مرد شود ، چنین خانمی چون نقش اجتماعی خود را از دست داده ، آن جاذبه اش را نيز از دست می دهد .
« زن ، شاخه کج و شكنندة درخت سرو است » يعني چه؟ این که در روایات می فرماید : زن « کالعُرجُون القدیم » است، شاخه کج درخت سرو است نمی خواهد بگوید زن ذاتاً کج است ، خداوند مخلوق کج نمی آفریند ، صراحتاً درقرآن می فرماید : « الَّذي أحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ » ( سجده 7 ) « رَبُّنَا الَّذي أعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى » (طه50) می فرماید : همه چیزهائی که من خلق کردهام زیبا هستند ، در خلقت من کجی وجود ندارد . اما اینکه در روایت می فرماید : زن عُرجون قدیم است یعنی اینکه ترکیب خانم را تغيير ندهيد ، اگر به ترکیب زن دست بزنید خواهد شکست ، فقط خدا است که میداند ترکیب زن چگونه است ، این روایت می خواهد بگوید : فوراً رنجیده می شود ، نگذارید پژمرده شود .به خاطر همین زن را تشبیه به عُرجون قدیم می کند .
ضرورت حفظ جاذبه و مقام زن
این جاذبه بایستی حفظ شود ، بشر با این جاذبه است که نهاد خانواده را سر پا نگه داشته است .
اول چیزی که بشر بعد از خلق شدن ، جذب آن شده است، همین جاذبه است ، وقتی خداوند متعال ، حضرت آدم را خلق کرد ، حضرت آدم به اطراف خود نگاه کرده و دیدند عجب موجود زیبائی کنار اوست ، موجودی پر جاذبه که حضرت حوا بودند . تا این جاذبه را احساس کردند ، به حسب فطرت دست دراز کردند ، که در این حین حضرت جبرائیل دست او را گرفته و فرمودند : خداوند می فرمايد : « اینگونه نمی شود ، شما بايد اول به ایشان هدیه بدهید » و به تعبیر روایات بايد نِحلةَ بدهید ــ مهریه قیمت نیست ، مهریه در مقابل معامله نیست، بلکه هبه ای است از طرف خداوند متعال و لذا حضرت امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ وقتی می خواهند نسخه ای برای مریض بنویسند : میفرمایند : فلان چیز را از مهریه خانم تهیه کن.
حضرت آدم عرض کرد : مهریه این خانم چیست ؟ حضرت حوا که به پول احتیاج نداشت ـ ندا آمد که مهریه ایشان 3 بار صلوات بر محمد و آل محمد است .
آسان نمودن مسألة ازدواج
و لذا این جاذبه نباید باآداب و رسوم غلط، ازسهل الوصول بودن خارج شود ، نباید معیار از بساطت خارج شود ، نباید معیارها پیچیده شود ، رقابت عفن مادی نباید به این عرصه وارد شود ،تفاخر اجتماعی در این مسأله پیدا نشود ، تفاخر که آمد، این مسأله را نهی میکند . تمایز طبقاتی نباید خودش را نشان بدهد . آقا رسول الله این قضیه را شروع کردند .چرا ؟ در روایات است که حضرت صادق – علیه السلام – می فرمایند:
« إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص زَوَّجَ ضُبَاعَةَ بِنْتَ الزُّبَيْرِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ مِنْ مِقْدَادِ بْنِ الْأسْوَدِ فَتَكَلَّمَتْ فِي ذَلِكَ بَنُو هَاشِمٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنِّي إِنَّمَا أَرَدْتُ أنْ تَتَّضِعَ الْمَنَاكِحُ » (تهذيبالأحكام ج : 7 ص : 395 )
رسول خدا ضباعه را به عقد مقداد در آوردند ، به حضرت اعتراض نمودند ، حضرت فرمودند:«إِنِّي إِنَّمَا أرَدْتُ أنْ تَتَّضِعَ الْمَنَاكِحُ » خواستم سطح ازدواج پایین بیاید ، معیارها و مرز بندیهای مادی وارد این عرصه نشود . این کار را کردم تا امت من ، بعد از من مسألة ازدواج را مشکل نکنند.
هدف از ازدواج چیست ؟
این بحث ، بحث مبنائی است . اول باید روشن کنیم که هدف ما از ازدواج چیست ؟باید دقت کنید که موضوع اصلی در ازدواج یک چیز است و هر هدفی غیر از این گفته شود برای زمینه سازی و درست کردن همین هدف است .
وقتی فردای ازدواج علی و زهرا ـ علیهما السلام ـ حضرت پیامبر تشریف می آورند خانه و میپرسند:یا علی ، زهرا را چگونه یافتی ؟حضرت می فرمایند: « یا رسول الله ، زهرا را بهترین تکیهگاه برای طاعت یافتم » .آنچه که در ازدواج لازم است ، این است که طاعت رشد کند ، موانع عبودیت بر طرف شود و شخص بعد از ازدواج خودش را به خدا نزدیکتر احساس کند ، روح بندگی و عبودیت بعد از ازدواج زیادتر شود . انسان بعد از ازدواج بتواند سکوئی درست کند برای رسیدن به مراحل عالیه موفقیت . بعد از ازدواج عنصر خدمت و تعهد درجامعه درست شود ، ازدواج باعث شود شخص عنصر بزرگ خدمتگزار در جامعه شود ، اگراین هدف بدست آمد ، امیرالمومنین میفرمایند :این ازدواج، ازدواج است ، اما اگر قرار است هدف از ازدواج اینها نباشد ، میشود سخن آن استاد دانشگاه ،که سن بالائی دارد و وقتی از او می پرسند: استاد چرا ازدواج نمیکنید ؟ می گوید : « من که میتوانم به خانه شیر بیاورم چرا گاو بخرم بیاورم» .
اگر اهداف صحیح و عالیه مشخص شود معلوم می شود بعضیها در ازدواج دنبال چه چیزی هستند.گاهی با رفتن به سراغ یک خانواده ، نسل از همین حالا کور شده است ، نسل میشود نسل تباه .
حضرت فرمودند :یا رسول الله من زهرا را بهترین تکیه گاه برای عبودیت یافتم . عبودیت فقط نماز نیست ، عبودیت فقط در مسجد پر رنگ است، اما حیطة بزرگترین عبادتهای ما ، خارج از مسجد است . امام حسن مجتبی در مسجد در حال اعتکاف بودند ، شخصی عرض کرد: آقا ، بدهکاری دارم که دمِ درِ مسجد ایستاده است ومرا رها نمی سازد .حضرت از جایشان بلند شدند، ابن عباس دست حضرت را گرفت که آقا شما معتکف هستید ، از مسجد نمی توانید خارج شوید . حضرت فرمودند : رهايم کن كه، خودم از جدم رسول الله شنیدم: اگر در جامعه مشکل کسی را حل کنی از نه هزار سال عبادت بهتر است .
اگر دقت کنید می بینید ، بزرگترین خدمتگزاران تاریخ بشریت ، از کجا کارشان درست شده است ؟ اگر خوب نگاه کنید ، بازگشت آن به خانه آنها ست .
نمونه هائی از تأثیر همسر از زبان علماء
شهید مطهری دیر ازدواج کرده بودند ، می فرمودند:اگر می دانستم ازدواج درموفقیت این همه مؤثر است زودتر ازدواج می کردم .
مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی در شبستان زندگی کرده و به مرجعیت رسیده اند ، وقتی می خواست به اصفهان برگردد خانمش دستش را گرفت که کجا ؟ فرمودند: برای اجاره منزل درنجف پول کافی ندارم . خانمش گفت :بیا من برایت جا پیدا کنم و ایشان را به شبستان بردند .
مرحوم علامه طباطبائی در خانه واقعا کوچکی زندگی کردند، خانم ایشان چه خانمی بودند، حافظِ غزلهای حافظ ، آقا پهلوانی می فرمودند : از آقا زاده ایشان پرسیدیم که رابطه حضرت علامه با مادرتان چطور بود ؟گفت :پدرم یک غزل از حافظ را می خواند ومادرم نیز در جواب ایشان غزلی دیگر از حافظ می خواند . حضرت علامه می فرمودند : ما در نجف با برادرمان بحث می کردیم و دیر میخوابیدیم ، ایشان بیدار می ماندند وما را برای نماز شب بیدار مینمودند .
شوهرداری خوب یعنی چه ؟
گاهی شرایط نا خواسته ای به مرد تحمیل می شود كه اگر زن نیز این شرایط سخت مرد را تحمل کند و در کنار او باشد می گویند « حُسن تَبَعُّل » ، حضرت پیامبر فرمودند : جهاد خانمها حسن تبعل است. حسن تبعل ، نوعاً از شرایط خارج از خانه تحمیل می شود ، نه از داخل خانه . گاهی مرد ورشکست می شود ، 40 سال غربت می کشد ، 20 سال باید سختی بکشد، این شرایط سخت و ناخواستهاي که به مرد تحمیل شود و زن آنرا تحمل می کند ، گاهی زن را ویران می کند ، چون این شرائط استهزا دارد ، تمسخر دارد ، محرومیت دارد ، اما برای این که همه این تحملها آسان شود حضرت فرمودند :حسن تبعل در خانمها ثواب جهاد دارد ، نفرمودند :حسن تزوج ، چون حسن تزوج متوجه مرداست نه زن .
اینجاست که اگر تاریخ را مطالعه کنید می بینید که یک مرد با یک ازدواج موفق با خانمی عالی وموفق چه کارهای بزرگی در شرائط سخت نموده است . در8 سال دفاع مقدس بنده از نزدیک دیدم که فرماندهان ، چطور حماسه ها آفریدند . اگر قرار بود خانم بگوید : نرو ، این همه حماسهها خلق نمیشدند . البته بودند بعضیها که با فشار خانم از میدان کنار کشیدند اما نقش مؤثری که زنان در دفاع مقدس داشتند هنوز هم ناشناخته مانده است .
نمونه هائی از رفتار حضرت زهرا – سلام الله علیها – در منزل
1. امیر المومنین در 74 جنگ در مدینه شرکت داشتند .در زمانی که حضرت حضور نداشتند همه کارها به عهده حضرت زهرا – سلام الله علیها – بود . حضرت آنقدر کار می کردند که روزی حضرت پیامبر آمدند ، دیدند که حضرت زهرا در حالیکه یک دستش به سنگ آسیاب است و در یک دست ایشان امام حسن قرار دارد و صورتش نیز از آتش تنور سیاه شده است خوابشان برده است .حضرت شروع کردند به گریه کردن . حضرت زهرا چشمانشان را باز کردند حضرت پیامبرفرمودند:
« يَا فَاطِمَةُ تَعَجَّلِي مَرَارَةَ الدُّنْيَا لِنَعِيمِ الْآخِرَةِ غَدا » (بحارالأنوار ج16 ص143 )
2. سلمان می گوید به خانه علی رفتم دیدم که زهرا مشغول کارکردن است و بچه گریه می کند وفضه هم راحت نشسته استراحت می کند . به فضه گفتم : چرا نشسته ای ، بلند شو و کاری انجام بده .فضه گفت : که حضرت زهرا اجازه نمی دهد من کاری کنم وکارها را تقسیم کرده است ، یکروز من کار می کنم و یک روز زهرا . روزی که پیامبر ، فضه را نزد حضرت زهرا – سلام الله علیها – آوردند، آقا رسول الله فرمودند : دخترم تو هم احساس داری فضه هم احساس دارد ، یک روز توکارمی کنی و او استراحت می کند و یک روز اوکار می کند وتو استراحت می کنی . آن روزی که زهرا – سلام الله علیها – کارمی کردند فضه کاملاً استراحت می کرد ولی آن روزی که نوبت کارکردن فضه بود حضرت به او کمک می کردند و با او مشغول کار کردن می شدند .
3. با این همه سختی باز هم مولا علی – علیه السلام – می فرمایند وقتی وارد خانه میشدم و زهرا را می دیدم تمام خستگی از تنم بیرون می رفت گاهی به حضرت زهرا – سلام الله علیها – می فرمودند : چرا چیزی از من نمی خواهی درحالی که بچه ها در خانه گرسنه مانده اند . حضرت زهرا میفرمایند: « يَا اَبَا الْحَسَنِ إِنِّي لَأسْتَحْيِي مِنْ إِلَهِي أَنْ أُكَلِّفَكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْه » ( بحارالأنوارج41 ص30) یعنی از خداوند حیا می کنم که تو را مکلف به کاری بکنم که قادر به انجام آن نیستی .
آیا این درد جامعه امروز نیست ؟گاهی حضرت زهرا می فرمودند :پدرم در شب زفاف به من فرمودند که از علی چیزی نخواه مگر اینکه خودش آن را تهیه کند .در تاریخ از این موارد بسیار وجود دارد .
نمونه های تاریخی از زنان نمونه
اول ـ نقش همسر مختار در انتقام قاتلینِ ابا عبد الله الحسین – علیه السلام – بسيار مهم و با ارزش بوده است ولی در تاریخ هيچ ذكري از آن نشده است . همسر مختاراز ابتدای قیام مختار تا آخر همراهش بود و در نهایت که مختار را به محاصره در آوردند، این زن جانانه دفاع کرد و مانند مختار به شهادت رسید.
دوم ـ عمروبن حمق خزاعی مرد بزرگواری بود و از یاران بسیار نزدیک امیرالمومنین علی – علیهالسلام – محسوب می شد. حضرت هم ایشان را بسیار دوست می داشتند . این مرد محضر پیامبر را نیز درک کرده است و روایات بسیاری از پیامبر نقل کرده است ، چنان شجاع و وفادار بود که حضرت به ايشان فرمودند : ای کاش من فقط صد نفر صحابه مثل تو داشتم . همان صحابه ای که حضرت بالای منبر می فرمایند : ای کاش معاویه بری صرافی با من بیاید ومن ده نفر از صحابه ام را بدهم و معاویه یک نفر از لشکریانش را به من بدهد در یک چنین زمانه ای بود که حضرت به عمرو فرمودهاند : ای کاش من صد نفر مثل تو داشتم . عمر از صحابه ای بودکه حضرت به او علم منایا آموخته اند .یعنی زمان و نحوه مرگ او را گفته بودند . جناب میثم تمار همیشه به یک نفر می گفتند که من همسایه توام .و او هم معنی این حرف تمار را نمی فهمید و می گفت که منزل من و تو فاصله بسیاری از هم دارند چگونه ما با هم همسایه ایم ؟ درنهایت تمار را کنار منزل همان مرد به دار آویختند .
حضرت علی – علیه السلا م – این مسائل را به هر کسی نمی گفتند .یک بارحضرت به یکنفر خبر زمان و چگونگی مرگش را دادند واو شروع به گریه کردن کرد . حضرت فرمودند «ثَکَلَتکَ اُمُّک» مادرت به عزایت بنشیند ، می خواهی به این مقامات به راحتی دست پیدا کنی؟ از جمله کسانی که حضرت علم منایا ( منیه یعنی مرگ) را به او یاد داده بود همین عمرو بن حمق خزاعی بود . حضرت به عمرو فرمودند : در تاریخ اسلام تو اولین کسی خواهی بود که سرت را بریده و به نیزه می زنند و در شهر ها می گردانند . بعد از شهادت حضرت علی – علیهالسلام – و صلح امام حسن - علیه السلام – و در زمان صلح ، عمر بن حمق خزاعی در شهر ها شروع به سخنرانی و نشر فرهنگ و اندیشه امیر المومنین علی - علیه السلام- می کرد . طوری که دیگر معاویه نمی دانست با او چه بکند، به خاطر همین نامه ای به زیاد بن ابیه نوشت ـ زیاد بن ابیه که پدر ابن زیاد بود ، چون معلوم نبود که پدرش کیست به خاطر همین به او زیاد ابن ابیه یعنی پسر پدرش می گفتند ـ معاویه به زیاد نامه نوشت وگفت که شر این عمرو را کم کن. زیاد عده ای را جهت مشورت جمع کرد وگفت: بااین مرد چه بکنیم ؟یک نفرگفت : من می دانم ، توباید همسر او را دستگیر بکنی وبه زندان بیاندازی .اگراین کار را بکنی او خودش را تسلیم خواهد کرد . همسر عمرو را که زنی بسیار فصیح بود زندانی کردند ، ولی هر چه شکنجه کردند که محل عمرو را نشان دهد چیزی نگفت ، هر چه او را شکنجه کردند حرفی نزد .به خاطرهمین نامه ای به معاویه نوشتند و ماجرا را به اطلاع معاویه رساندند . او نیز پیام داد که آن زن را به شام نزد معاویه بفرستند. این زن در شام مدت دو سال زیر شکنجه قرار داشت . خبر این ماجرا که به عمرو رسید، عمرو گفت : آن زنی که من میشناسم ، اینها نمی توانند حرفی از او بیرون بکشند ، عمرو تسلیم نشد و شهر به شهر مشغول نشر اندیشه حضرت علی – علیه السلام – بود و آن زن هم در زندان زیر شکنجه مانده بود .در نهایت عمرو را در شهر موصل دستگیر کردند وسر او را بریده و بر نیزه زدند همانطوری که حضرت فرموده بودند . سپس سر او را به شام نزد معاویه آوردند . معاویه گفت : سر او را برای همسرش ببرید و ببینید که چه می گوید و سخن او را به من بگوئید. بدستور معاویه سر عمرو را نزد همسرش بردند. آن زن سر عمر را در دست گرفت وگفت : « اهلاً و سهلاً » یعنی خوش آمدی .شهادت گوارای تو باد ، ای عمرو من تو را هرگز فراموش نمی کنم ، بعد گفت : بروید و به معاویه بگوئید به خاطر این کار روزهای سختی را خواهی دید . وقتی این پیام را به معاویه رساندند، معاویه آشفته شد و دستور داد که آن زن را نزد او بیاورند . وقتی معاویه گفت : این چه حرفی است که زدی ؟آن زن با فصاحت تمام شروع به صحبت کرد ، بطوری که اطرافیان معاویه گفتند : تو اشتباه کرده ای که عمر را کشتهای ! تو باید این زن را می کشتی . معاویه با اشارة انگشت دستور داد که او را از شهر شام بیرون کنند . وقتی که می خواستند او را از شام بیرون ببرند یک جمله گفت : ببینید معاویه به چه روزی افتاده است که با زبانش توان مقابله با من را ندارد و با انگشتش اشاره می کند که مرا از شام بیرون کنند .
این چنین فرصتهایی ازکجا فراهم شده بود که چنین شخصیتهایی پرورش یافته بودند .اینها همه به برکت فرهنگ اسلامی است . همه اینها حسن تبعل است که حضرت امیر می فرمایند : من زهرا را در ازدواج بهترین پشتیبان برای خودم یافتم .
ازدواج ، سکوی پرتاب انسان بسوی موفقیت
ازدواج این است که زندگی سکوی پرش انسان برای موفقیت های اجتماعی شود . اگر قرار باشد اسباب عبودیت در خانه از بین برود ، تقاضای حرام در خانه مطرح شود ، کارهای حرام انجام شود ، انسانهای ناباب به عنوان فامیل به خانه وارد شوند و زن پشتیبان مرد نباشد حضرت علی – علیه السلام – می فرمایند : در این حالت هدف ازدواج محقق نشده است . وقتی برای ازدواج به در خانة دختری می روی این مطلب را بدان که باید با فامیل او سر یک سفره بنشینی و با آنها رفت و آمد بکنی ، و این رفت و آمد برکودک تو نیز تأثیر دارد . پس باید در انتخاب همسر دقت بکنی . حضرت میفرمایند « ... فَإِنَّ الْخَالَ أحَدُ الضَّجِيعَيْنِ » (الكافي ج5 ص332 ) کودک شبیه دونفر میشود یکی پدرش ودیگری دایی اش و بیشترین تاثیر گذاری تربیتی روی کودک از فامیل مادرش میباشد.
سه خصوصیت همسر ایده آل از نظر اسلام
سه علت وجود دارد که باعث می شود همسر به عنوان پشتیبان مرد درزندگی مطرح شود :
اولی ، مسئله انس و آرامش ورفع خستگی است .خداوند دو آیه را کنار هم گذاشته اند در یکی از آنها می فرمایند :
« وَ مِنْ آياتِهِ أنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ » ( روم20 )
شما را خلق کرده ام و بعد از خلق جهت معاش در زمین پراکنده می شوید ، مرد تا شب دنبال روزی بوده است و خسته و کوفته از درگیری های اجتماعی وارد خانه می شود ، سپس خداوند دردنبال آیه می فرمایند :« وَ مِنْ آياتِهِ أنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أنْفُسِكُمْ أزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها » (روم21) و از آیات ما این است که برای شما شریک زندگی خلق کردیم برای آرامش شما .
برای همین است که خداوند برای ایفای این نقش زن در خانواده ، او را به انس و حیا و عاطفه تجهیز کرده است ، طوری که زن به عنوان هسته مرکزی و مدار خانواده ایفای نقش می کند . یک مطلبی است و آن اینکه مرد در خانواده مدیر است و زن مدار . مرد از نظر تامین معاش مدیر است « الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ ... » (نساء34) اما زن به عنوان مدار خانواده است . مدار یعنی چیزی که خانواده باید حول آن گردش کند.
مرحوم علامه طباطبایی این دو آیه راکنار هم گذاشته و آنها را مکمل هم می خوانند. اینجاست که زن به عنوان مظهر صفا و عطوفت مطرح می شود . مرحوم آقای دولابی در صحبت هایشان میگفتند: زن مسکن مرد است یعنی سکونت و آرا مش مرد .
خداوند در قرآن به دو چیز سکن گفته است :یکی شب و دیگری همسر.اگر قرار باشد وقتی مرد وارد منزل می شود به خاطر هرچیز کوچک و پیش پا افتاده ای اختلافی بین زن و مرد ایجاد شود و خانواده ، مرد رابه خاطر خودشان بخواهند و مرد نتواند از عهده مطالبات تفاخری وکالاهای رقابتی بیاید در آن حالت اهداف ازدواج تامین نشده است .
سکونت و آرامش ، فقط در مقوله ازدواج تأمین می شود
مطلبی در اینجا وجود دارد و آن اینکه این نقش سکونت و آرامش که برای زن مطرح شد فقط در مقوله ازدواج وجود دارد وخارج از چهار چوب ازدواج این نقش متصور نیست .
یک طلبه اتریشی درقم می گفت : برادرم فقط چند بار به ایران آمده است ولی الان تصمیم جدی برای ازدواج با یک دختر ایرانی را دارد .وقتی پرسیدیم : چرا ؟ گفت : عاطفه ، وفاداری ، محبت و حیای زن ایرانی غیر قابل مقایسه با زنان اروپایی است .
دومین موردی که زن را به عنوان پشتیبان در زندگی مطرح می کند موضوع عفت است . ازدواج سند عفت است پس امری مقدس است .حضرت فرمودند : اگر می خواهید دعایتان مستجاب شود به مجلس عقد بروید ، در مجلس عقد هیچ حجابی بین تو و خداوند وجود ندارد .به خاطر همین است که این همه اعمال و دعا برای شب زفاف مطرح شده است .
اگر حضرت می فرمایند که دنیا و مافیها را اگر به من بدهند وبگویند یک شب مجرد بمان ، من نمیمانم، مبادا تصور کنید که به خاطر غرایز حیوانی است ، نه ، بلکه خداوند متعال با حکمت خود ، غرایز را برای این قرار داده است تا مرد بتواند
در اثر سکونت و آرامش وعفتی که مطرح شد به عالیترین مراتب موفقیت و عبودیت دست پیدا کند و در سایه همین مسائل است که مرد برای زن به عنوان لباس مطرح می شود و زن برای مرد به عنوان لباس مطرح می شود ، به خاطر همین است که خداوند در یک جا شب را به عنوان لباس و مایه آرامش معرفی می کند و در جای دیگر زن و مرد را به عنوان لباس برا ی همدیگر مطرح میکند .
سومین موردی که زن به عنوان پشتیبان مرد مطرح شده است مسئله تربیت نسل صالح می باشد . نسل صالح تا حد زیادی در طاعت و عبودیت فرد مؤثر است . حضرت امام صادق – علیه السلام – میفرمایند : زمانی که حضرت یوسف از برادرانش پذیرایی می کرد فرمودند : آنهایی که از یک مادر هستند بر سر یک سفره بنشینند. همه سر یک سفره نشستند وفقط بنیامین تنها ماند . یوسف پرسید : چرا تو تنها نشسته ای ؟گفت : من و برادرم یوسف از یک مادر هستیم. یوسف پرسید :پس برادرت کجاست؟گفت : این برادران من می گویند او را گرگ خورده است . یوسف پرسید : برادرت را چقدر دوست داشتی ؟ گفت : من او را به اندازه ای دوست داشتم که اسم یازده پسرم را از اسم یوسف مشتق کرده ام .یوسف گفت : پس ازدواج کرده ای ؟گفت : بله، من پدری دارم که به من گفته که ازدواج کنم و نسل صالح ایجاد کنم تا با ذکر آنها زمین سنگینتر شود .
منظور از سنگینی به واسطه ذکر کردن ، چیست؟یعنی این فرزندان به خاطر ذکری که می کنند در برکت زمین نصیب و بهره دارند . اما آیا چنین تربیتی کار هر کس می باشد ؟
عدالت بین فرزندان در سیرة رسول مکرم اسلام ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ
حضرت علی – علیه السلام – می فرمایند : روزی پیامبر در اتاق زیر لحاف دراز کشیده بودند ، در این حال که پیامبر دراز کشیده بودند ، امام حسن که زمان کودکی اش بود ، آب خواست . وقتی حسن آب خواست ، پیامبر سریع بلند شدند وشیر منیحه را دوشیدند ـ منیحه به حیوانی میگویند که به صورت امانت نزد کسی می گذارند که در این مدت اجازه استفاده از شیر آن حیوان را دارند ـ پیامبر شیر را آوردند ، در این هنگام امام حسین به طرف پیامبر دوید تا شیر را بگیرد و پیامبر هم او را با عطوفت کنار می کشید دوباره امام حسین از طرف دیگر آمد و باز پیامبر اورا با عطوفت کنار کشید . حضرت زهرا هم که شاهد ماجرا بود رو به پدرکردند وگفتند : «يَا رَسُولَ اللَّهِ كَأنَّهُ أحَبُّهُمَا إِلَيْكَ » پدر جان گویی که حسن را بیشتر از حسین دوست داری . آقا رسول الله فرمودند : « لَا وَ لَكِنَّهُ اسْتَسْقَى قَبْلَه » ( بحارالأنوار ج 37 ص72 ) چنین نیست که حسن برای من محبوب تر از حسین باشد ولی اول حسن از من آب خواست به خاطر همین اول به او دادم .
از این روایت که گفته شد می توان به ظرافت تربیت پی برد . باید در منزل استراتژی تربیتی وجود داشته باشد و خط قرمزی باید وجود داشته باشد . باید بدانید که بیشتر وقت کودک با مادر صرف می شود ومادر باید از قواعد تربیتی آگاه باشد .مسئله ، مسئله لحظه ای و آنی نیست بلكه مسئله یک نسل است .




